ديدگاهتان را درباره موفقي



سلام با تشكر از وحيد رضا به خاط ارسال اين مطلب به گروه بازيران :

آيا زمان اين نرسيده كه ديدگاهتان را درباره موفقيت تغيير دهيد؟

بيشتر مردم درباره موفقيت دچار سوءتفاهم هستند!

اينك به ده مورد سوء تعبير رايج در ميان مردم درباره موفقيت و افكاري از اين دست اشاره مي‌كنم:

10 سوء تعبير از موفقيت


1- بعضي از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصيلاتشان و... موفق نيستند. هيچ كس نمي‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس براي بدست آوردنش بكوشد.

2- افراد موفق اشتباه نمي‌كنند.آن‌ها هم مثل ما اشتباه مي‌كنند فقط اشتباهشان را تكرار نمي‌كنند.

3- براي موفق شدن بايد 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد. موفقيت به «زياد» انجام دادن كاري ربط ندارد، بلكه بيشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

4- فقط اگر قواعد خاصي را اجرا كنيم موفق مي‌شويم.چه كسي قواعد را به وجود مي‌آورد؟ موقعيت‌ها متفاوتند. گاهي لازم است از قواعد خاصي پيروي كنيم و گاهي نيز بايد قواعد ساخته خودمان را بكار بنديم.

5- اگر كمك بگيريم، اين ديگر موفقيت نيست.موفقيت به ندرت در تنهايي رخ مي‌دهد. آن‌هايي را كه به موفق شدن تو كمك مي‌كنند، شناسايي كن. تعدادشان كم نيست.

6- بايد خيلي شانس بياوريم تا موفق شويم.بله، كمي بايد شانس آورد اما بيشتر به كار سخت، دانش و جديت احتياج است.

7- فقط اگر زياد پول درآوريم موفقيم.پول يكي از نتايج موفقيت است، اما ضامن آن نيست.

8- بايد همه بدانند كه ما موفق هستيم.شايد با بدست آوردن پول و شهرت بيشتر، افراد بيشتري از كارتان باخبر شوند. اما، حتي اگر شما تنها كسي باشيد كه از اين موضوع باخبريد، هنوز آدم موفقي هستيد.

9- موفقيت، يك هدف است.موفقيت بعد از رسيدن به اهداف بدست مي‌آيد. وقتي مي‌گويي «مي‌خواهم آدم موفقي شوم» از شما سوال مي‌كنند: «در چه چيزي؟»

10- به محض اين‌كه موفق شويم، گرفتاري‌ها هم تمام مي‌شوند.شايد فرد موفقي باشي، اما خدا كه نيستي. پستي و بلندي‌ها در پيش‌اند. از موفقيت امروزت لذت ببر، فردا روز ديگري است.

 "پل خلیج فارس": کارشکنی لابی امارات

  "پل خلیج فارس" ؛ بی گمان هیچ کس در این دنیا به اندازه اماراتی ها از شنیدن این نام دچار استرس نشده است ؛ البته نه فقط به دلیل نام "خلیج فارس" که بیشتر به خاطر پلی که قرار است قشم را به بندعباس متصل کند.عملیاتی که طی آن نه فقط با مشکلات فنی و مالی ، که باید با لابی اماراتی ها نیز در افتاد ؛

ماجرا از چه قرار است؟

این قصه ، سر دراز دارد اما خلاصه و مختصر و مفیدش این است: در حال حاضر ، بنادر جنوبی کشور تنها می توانند کشتی هایی با ظرفیت حداکثر 100 هزار تن را پذیرش کنند . این در حالی است که در خطوط کشتیرانی جهان ، بسیاری از کشتی ها ، با ظرفیت های بسیار بیش از این -که بعضاً به 250 هزار تن می رسند- تردد می کنند و اتفاقاً بخش عمده ای از تجارت بین الملل نیز بر محور این کشتی هاست.

توسعه نیافتگی بنادر ایران در پذیرش کشتی های غول پیکر ، جشن مدام اماراتی هاست زیرا آنها توانسته اند در سال های گذشته ظرفیت بنادر خود را گسترش دهند به گونه ای که کشتی های 250 هزار تنی به راحتی در بنادر امارات مانند جبل علی و فجیره ، پهلو می گیرند.

این وضعیت باعث می شود بسیاری از کشتی های خارجی که کالاهایی به مقصد ایران حمل می کنند ، به جای پهلو گرفتن در بنادر جنوبی ایران ، راهی اسکله های اماراتی شوند تا در آنجا پس از تخلیه بار ، محموله ها، مجدداً با کشتی های کوچکتر به ایران ارسال گردد.

همچنین بسیاری از کالاهای صادراتی ایرانی هم برای بار شدن بر کشتی های بالای 100 هزار تن ، ابتدا به امارات می روند و از آنجا در قالب صادرات مجدد امارات، راهی نقاط مختلف جهان می شوند.

گذشته از این مورد ، کشتی های عظیم الجثه باربری که در منطقه تنگه هرمز و خلیج فارس تردد می کنند برای خدمات بندری مانند سوخت گیری ، به جای آن که به بنادر ایران مراجعه کنند (که از نظر مسافت نیز مقرون به صرفه تر است) ناچار به بندرهای عربی می روند.

برخی آمارها حاکی از ان است که امارات تنها از رهگذر ارائه خدمات بندری به کشتی ها ، سالانه بیش از 3 میلیارد دلار درآمد دارد ، درآمدی که می توانست نصیب ایران شود و به آبادانی جنوب کشور کمک کند.

این پروسه ، یک درآمد دائمی ، بدون دردسر و البته فوق العاده  را برای اماراتی ها رقم زده است و لذا هر اتفاقی که بتواند لطمه ای به این "درآمد رویایی" بزند ، حکم یک خبر فوق العاده بد را برای آنان خواهد داشت.

نقش پل خلیج فارس در این ماجرا

واقعیت این است که بسیاری از سواحل جنوبی ایران نه تنها اکنون توانایی پذیرش کشتی های بالای 100 هزار تنی را ندارند بلکه در آینده نیز به دلیل مشکلات فنی ، محدودیت های محیطی (مانند عمق آب در بنادر) و برخی مسائل مالی ، این امکان را نخواهند داشت.

طبیعتاً نمی توان تا دراز مدت ، به امارات پول های کلان تزریق کرد و به آن وابسته بود.
در چنین شرایطی ، سواحل جزیره قشم ، با عمق حدود 40 متر در برخی نقاط ، این امکان را می دهد که ایران نیز اسکله ای مطابق با استانداردهای روز دنیا برای پذیرش کشتی های فوق سنگین در آن احداث کند.
با احداث این بندرگاه عظیم در قشم ، کشتی های حامل کالاها (به ایران - از ایران) به جای رفتن به بنادر دورتر جنوب خلیج فارس ، در قشم پهلو می گیرند.
 این مساله باعث می شود پولی که اماراتی ها از بابت پذیرش کشتی ها و انبارداری و دیگر امور از ایرانی ها می گیرند ، از پروسه تجارت خارجی ایران حذف شود به گونه ای که برخی برآوردها حتی از صرفه جویی  30 درصدی در هزینه ورود کالا به ایران خبر می دهند ؛ معنای دیگر این سخن ارزان تر شدن قیمت کالاها در بازار ایران است.

به علاوه کشتی های گذری نیز ترجیح خواهند داد به جای رفتن به سواحل دور دست امارات ، در همان وسط دریا و در جزیره قشم ، سوخت گیری کنند و خدمات بندری دریافت نمایند.

بدیهی است که هیچ کدام از این اتفاقات نمی تواند برای اماراتی ها خوشایند باشد ،به ویژه آن که به یاد بیاوریم بخش عمده ای از فعالیت های بندری این کشور کوچک ، مستقیم یا غیر مستقیم به ایران مربوط است. 

اما احداث بندرگاه در قشم ، فقط نیمی از راه حل است و نیم دیگر ، به همین پل خلیج فارس مربوط می شود.
فراموش نکنیم که قشم یک جزیره است و اگر به سرزمین اصلی وصل نشود ، همه کالاهای تخلیه شده در آن ، ناگزیر باید بر کشتی های کوچک تر بار و به بنادر جنوب ایران منتقل شود.
اما پل خلیج فارس ، که دارای مسیر رفت و برگشت قطار نیز خواهد بود ، این امکان را فراهم می آورد که محموله های تخلیه شده در قشم ، به سرعت وارد ناوگان حمل و نقل جاده ای و ریلی ایران قرار بگیرد و با سرعت فراوان به مقصد نهایی در اقصی نقاط کشور برسد و متقابلاً محصولات صادراتی ایران نیز با سرعت  و سهولت به ترمینال دریایی صادرات می رسد.

گفته می شود با راه اندازی این پل ، سرعت انتقال کالا به ایران و از ایران ، تا 40 درصد بهبود می یابد.

از اینها گذشته ، چون احداث بندر در قشم نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد ، کمتر سرمایه گذاری حاضر می شود بدون وجود پل ، در اسکله سرمایه گذاری کند زیرا این پل است که بندرگاه را رونق و سرعت می بخشد و با گردش سرمایه ، بازگشت سرمایه و سود را تضمین می کند.

از دهه 50 تا امروز

در سال 1351 دولت وقت تصمیم گرفت نخستین بندر آزاد تجاری ایران در جزیره قشم ایجاد شود. در اولین گام ، تصمیم گرفته شد با ایجاد یک پل سنگی از ناحیه " لافت" که در میانه شمالی جزیره است و تا ساحل مقابل 2 کیلومتر فاصله دارد،ارتباط زمینی بین قشم و سواحل جنوبی ایران برقرار شده و جزیره قشم به یک مرکز بزرگ توریستی و تجاری بزرگ در دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز مبدل شود.
 در تاخیر این پروژه ، نباید نقش لابی اماراتی ها را نادیده گرفت که با اعمال نفوذ خود از طریق برخی افراد که منافع شان در رونق اقتصادی امارات است ، سعی در توقف یا تعلیق احداث این پل را دارند.

این بار چه می شود؟

این پل ، در واقع "دروازه نوین تجاری ایران" خواهد بود ، مشروط بر این که با ساخت و توسعه اسکله پذیرش کشتی های 250 هزار تنی و بالاتر همراه باشد چرا که در واقع پل و اسکله مکمل یکدیگرند.

اما پرسش اساسی این است که این بار چه می شود؟ آیا این پروژه 600 میلیون یورویی ، با قاطعیت و صلابت پیش می رود یا آن که به نفع اماراتی ها ، پرونده احداث ان ، همچنان خاک خواهد خورد؟

 اگر این عزم  دولت در احداث پل خلیج فارس واقعی باشد و محقق شود ، از  آن می توان به عنوان یکی از بزرگ ترین خدمات آن دولت  به تاریخ ایران یاد کرد.

منتظر سال 1392 می مانیم ، سالی که وعده داده اند پل خلیج فارس در میان شادی ایرانیان افتتاح شود.

منبع خبر

دو خبر مرتبط ولی قدیمی:

1-بي حرمتي به زنان و مردان و دختران در فرودگاه دبي

2-از هم جسارت به ايران

تصاوير ديدني از ايران ما: كوه‌هاي مريخي

تصاوير ديدني از ايران ما: تخت سليمان

تصاوير ديدني از ايران ما . تخت جمشيد

در ایران چه خبر است؟

 جاذبه های طبیعی و توریستی کویر قم

تپه های سیلک (کاشان

جاذبه‌های طبیعت پنج قاره در ایران


جهت عضویت در  گروه  جوانان عاشق ایران سبز و آباد.اینجارا کلیک فرمایید.

 


TinyPic image


کشتی نوح در کوه های آرارات...

کشتی نوح در کوه های آرارات...

و لقد ترکناها آية فهل من مدّکر(سوره قمر، آيه 15)"و ما آن کشتی را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت شود، پس کيست که پند گيرد؟"

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/124hv6b.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/124hv6b.jpg">

عكس هوايي از شئ كشتي شكل

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.

بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/dop2kp.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/dop2kp.jpg">

تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.


پارك ملي كشتي نوح

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.
خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/11gumpl.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/11gumpl.jpg">

نوارهاي مشخص شده خطوط آهني با آرايش منظم اسكلت كشتي مي باشد..

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/2ivloib.jpg">


View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/i5w09g.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/i5w09g.jpg">

تصوير رادار اسكن از كشتي نوح

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.

در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/293km11.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/293km11.jpg">


قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند.

در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟

لنگرهای کشتی هم کشف شد!

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.


ران ويت و همكارانش در كنار سنگ لنگر يافت شده.

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف]

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف]

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو.

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌.

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو.

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌.

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌.

View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/2s8md6s.jpg"> View Raw Image" class="thickbox" href="http://s5.tinypic.com/2s8md6s.jpg">

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌:

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد.

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد.

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌:

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌

«ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!

به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!

و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:

مُحمّد

إیلیا (علیّ)

شَبَر (حَسَن‌)

شُبَیْر (حُسَین‌)

فاطِمَه‌

آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند

جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌.

به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌!

تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!»

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:

۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱

2- مطالب بیشتری را میتوانید در اینترنت بیابید.بدنبال Noah's ark یا Noah's flood بگردید مثل:

این نامه از طرف گروه بازیران برایتان ارسال میشود. در صورت تمایل به عضویت در این گروه اینجا را کلیک کنید.

گروه بازیران گروهی اینترنتی است که بیش از 31000 عضو دارد و اعضای آن هر هفته یک یا دو نامه خواندنی دریافت میکنند.همچنین اعضا میتوانند نامه ها و مطالب خود را برای همه اعضا ارسال کنند تا همزمان در میل 31000 نفر قرار گیرد.

افسانه زيمنس

افسانه زيمنس

از ساختماني كوچك تا بنگاهي جهاني
ورنر وان زیمنس در سال 1847 و با طراحی یک دستگاه تلگراف ابتدایی شرکت زیمنس را پایه‌گذاری کرد. او که در دوران جوانی به علت فقر خانواده از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم شده و به ناچار به ارتش آلمان پیوسته بود در همان دوران تحصیل در ارتش توانست هوش سرشاری را در زمینه مهندسی به نمایش گذارد و در سال 1842 اولین اختراع خود را به ثبت رساند.

تنها به فاصله یک سال از تاسیس شرکت زیمنس، این شرکت قراردادی را برای نصب خطوط تلفن بین برلین و فرانکفورت با دولت امضا کرد. زیمنس توانست با موفقیت و در زمان مقرر از عهده انجام تعهدات خود برآید. اجرای این پروژه برای شرکت تازه پای زیمنس موفقیت بزرگی محسوب مي‌شد، اما عدم توانایی شرکت در به دست آوردن پروژه‌های دولتی بیشتر، این شرکت را در اوایل دهه1850 دچار بحران کرد. آنچه برای رهایی از این بحران به کمک شرکت زیمنس آمد عقد قراردادهای خارجی بود. در 1853 زیمنس قراردادی برای نصب شبکه تلگراف در روسیه منعقد کرد. این شبکه عظیم فاصله 10.000 کیلومتری فنلاند تا کرایمي ‌(یکی از جمهوری‌های خودمختار اوکراین امروز) را پوشش مي‌داد. قرارداد زیمنس با دولت روسیه تامین خدمات نگهداری شبکه تلگراف را نیز در برمي‌گرفت. به این ترتیب بود که زیمنس اولین شعبه خارجی خود را در 1855 و در سن پترزبورگ بنا کرد. مدیریت این بخش از کار را، کارل برادر ورنر بر عهده داشت. دیگر برادر ورنر یعنی ویلهم نیز در 1858 شعبه دیگر شرکت را در بریتانیا تاسیس کرد. ورنر زیمنس که از همان ابتدا افق دید خود را جهانی در نظر گرفته بود در سال‌های دهه 70 و 80 قرن نوزدهم به توسعه فعالیت‌های شرکت در سایر کشورهای اروپایی پرداخت و موفقیت شرکت در انجام پروژه‌های بزرگ در سراسر اروپا، زیمنس را به نامي ‌شناخته شده و جهانی بدل کرد.
ورنر در سال 1890 از مدیریت شرکت کناره‌گیری کرد و اداره امور را به دست دو پسر و برادر خود کارل سپرد. تحت مدیریت جدید و در سال 1897 شرکت زیمنس به یک شرکت سهامي ‌تبدیل شد. با توجه به رشد سریع شرکت و گسترش فعالیت‌ها، این اقدام برای تامین سرمایه پروژه‌های جدید ضروری بود. مدیران جدید همچنین، با خرید و تصاحب هدفمند برخی کارخانه‌های دیگر به تدریج فعالیت‌های شرکت را به تمام حوزه‌های مرتبط با مهندسی برق گسترش دادند.
تا پایان سال 1914 تعداد کارکنان شرکت زیمنس به 82.000 نفر رسیده بود، که بیش از بیست هزار نفر از این افراد در خارج از آلمان زندگی مي‌کردند، اما آنچه در این سال زیمنس را مانند بسیاری دیگر از صنایع در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی به نابودی کشاند، شروع جنگ جهانی اول بود. جنگ، بازار زیمنس را به کلی از بین برد و بیشتر شعب خارجی شرکت از تملک آن خارج شدند. در مجموع در اثر جنگ شرکت در حدود 40 درصد از سرمایه خود را از دست داد، اما زیمنس توانست در سال‌های پس از جنگ جهانی اول و تحت مدیریت پسر کوچک ورنر بار دیگر جایگاه جهانی خود را بازیابد و تا سال 1925 بار دیگر نام خود را به فهرست پنج شرکت برتر تولیدات و خدمات الکترونیکی در جهان اضافه کرد. یکی از سیاست‌های مدیران جدید برای دستیابی به کیفیت بالاتر این بود که با وجود تلاش برای ارائه کلیه خدمات مهندسی برق، در میان شعب شرکت تقسیم کار صورت گیرد و هر شعبه در یک رشته خاص تخصص داشته باشد، اما دوران شکوفایی بار دیگر با در گرفتن جنگ جهانی دوم پایان گرفت. از سال 1933 و با روی کار آمدن دولت سوسیالیست، دو هدف اقتصادی برای دولت آلمان در اولویت قرار گرفت: اول، مبارزه با بیکاری و دوم، نظامي‌ کردن اقتصاد آلمان. در سال 1936 یک برنامه چهار ساله برای آماده‌سازی اقتصاد آلمان و ارتش این کشور برای شروع قریب‌الوقوع جنگ تدوین شد. صنایع الکترونیک و برق نیز به تبع سایر صنایع با دستورات متعدد دولتی مواجه شد و به تدریج در برنامه آماده‌سازی برای جنگ گرفتار شد. هر چند این بار درگیری با جنگ برای زیمنس نقطه آغاز یک رشد طولانی مدت بود که تا پایان جنگ جهانی دوم دوام آورد. نیاز روزافزون ارتش به نیروی انسانی منجر به کمبود نیروی کار در صنایع آلمان شد و برای جبران این کمبود، تعداد زیادی از خارجیان در این کشور مشغول به کار شدند که در این میان، عده زیادی به اجبار به این کار تن داده بودند. تا زمستان سال 1941 اقتصاد آلمان به طور کامل به کار اجباری اسرا وابسته شده بود. در زیمنس نیز تا پایان سال 1944 بیش از 50.000 نفر به‌رغم میل خود و به صورت اجباری کار مي‌کردند، اما شکست آلمان در پایان جنگ به تعطیلی مراکز زیمنس در برلین انجامید و این شرکت 80 درصد از دارایی‌های خود را از دست داد.

زیمنس برای بازسازی خود پس از جنگ با انعقاد قراردادهایی با دولت در زمینه شبکه راه‌آهن، خدمات پستی و همچنین تاسیس نیروگاه‌ها را آغاز کرد. در کنار این برنامه‌ها زیمنس به طور موقت به تولیدات با کیفیت نسبتا پایین در زمینه لوازم خانگی مثل اجاق گاز، قابلمه و امثال آن روی آورد. با گسترش فعالیت‌های زیمنس در دیگر کشورها و تکیه بر پیشرفت‌های تکنولوژیک این شرکت بار دیگر به بازارهای جهانی راه یافت. در دهه 70 زیمنس به بازارهای ایالات متحده و آسیا نیز راه یافت و به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های استراتژیک مهمي ‌چون برق، جمع‌آوری آمار و ارتباطات روی آورد. در سال‌های دهه 90 زیمنس که تا پیش از این بیشتر با دولت‌ها به عنوان مشتری در تماس بود، به عرصه رقابت در بازار جهانی و ارائه خدمت به مشتریان بخش خصوصی وارد شد. ورود به این عرصه به رشد روزافزون کارآیی و بهره‌وری در این شرکت انجامیده و امروزه زیمنس را به یک شبکه جهانی بدل کرده که بیش از 450.000 نفر را در 190 کشور جهان به یکدیگر مرتبط مي‌کند

نقل از روزنامه دنیای اقتصاد

نظر شما و دیگرا ن در مورد این مطلب



جهت عضویت در  گروه سبز و آباد  جوانان عاشق ایران سبز و آباد.اینجارا کلیک فرمایید.

 


TinyPic image


هنری فورد

هنری فورد

هنری فورد در جولای 1863 در مزرعه ای در دیربرن میشیگان به دنیا آمد. سال های نخست زندگی او در همان مزرعه سپری شد.مثل اغلب کودکان روستایی قرن نوزدهم،اوقات او در مدرسه ای یک کلاسه یا در مزرعه می گذشت. او خیلی زود دریافت که علاقه اش بیش از آنکه متوجه کار روی گاوآهن باشد، به سر در آوردن از شیوه ی کار گاوآهن معطوف است. هنری از همان سنین کودکی به کارهای مکانیکی علاقه نشان می داد و در مقابل از کارهای روزمره مزرعه بی زار بود

.

در 1891 فورد به عنوان مهندس در شرکت روشنایی ادیسون مشغول به کار شد. این واقعه باعث شد تا او چشم انداز آینده خود را آگاهانه بر حرفه های صنعتی متمرکز کند و رویای ارابه بدون اسب را در سر بپروراند. بالاخره در سال 1893 هنگامی که فورد به سمت سر مهندس ارتقا یافت، پول و فراغت کافی برای اجرای ایده های خود در رابطه با موتورهای احتراق درونی به دست آورد. این تلاش ها به تکمیل وسیله نقلیه "خودرو" او به نام "Quadricycle" در 1893 منجر گردید. این وسیله، 4 چرخ سیمی ، به چرخ های یک دوچرخه سنگین شباهت داشت و به وسیله یک اهرم شبیه سکان قایق ، رانده می شد. این وسیله فقط در جهت جلو رانده می شد.

بعد از دو بار تلاش ناموفق برای تاسیس یک کمپانی سازنده اتومبیل، بالاخره فود به همراه 10 نفر مبتکر دیگر از جمله کوزنس و برادران دوج، در 1903 به تاسیس "شرکت موتور فورد" در دیترویت موفق شد. فورد به دلیل اهمیتی که برای تقویت روحیه کارکنان در محیط کار قایل بود، ساعت کار روزانه را کم کرد، دستمزدها را افزایش داد و محیطی بهتر و سالمتر برای کارگران ایجاد نمود.افزایش دستمزدها موجب گردید، کارگران فعال تر و در انجام کار در زمان کوتاهتر توانمندتر شوند.

هیچ کس به اندازه توماس ادیسون برای فورد الهام بخش نبود. در اولین سال های قرن بیستم در یک دیدار اتفاقی در کمپانی ادیسون، او تلاش و پی گیری فورد برای ساخت یک اتومبیل کارآمد و مناسب را تشویق کرد. بعد از موفقیت عظیم در ساخت مدل T ، دو رویاپرداز روستاهای میشیگان، دوست و شریک تجاری شدند. فورد از ادیسون خواست تا یک باطری الکتریکی برای خودرو وی بسازد و برای این کار 5/1 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد. به هر حال تا سال 1927 بیش از 15 میلیون دستگاه اتومبیل یعنی تقریبا نیمی از کل تولیدات جهان تا آن هنگام فروخته شده بود.

هنری فورد نمونه بارزی از یک شخصیت کارآفرین است. صنعتگری که با تکیه بر استعدادها و قابلیت های فردی خویش خالق ایده ای جدید و تحول ساز گردید.

 فورد رویای ارابه بدون اسب را در مسیر کار و تلاش روزانه آفرید و چون به تحقق ایده خویش ایمان داشت با اختصاص پول و زمان کافی به استقبال مخاطرات آن رفت و بالاخره ایده جدید خود را در قالب کسب و کاری سودآور جامه عمل پوشاند و پدر صنعت آمریکا در قرن بیستم و بنیانگذار تولید انبوه صنعتی در جهان گردید. به نحوی که در سال های پایان دهه دوم قرن بیستم (و در آستانه بحران بزرگ) علاوه بر مدیریت کارخانجات فورد با بیش از صدهزار کارگر، کنترل یک کارخانه لاستیک و رزین، یک ناوگان کشتی، یک راه آهن، 16 معدن زغال سنگ و هزارها جریب جنگل و معدن سنگ آهن در میشیگان و مینی سوتا را در اختیار داشت.


نظر شما و دیگرا ن در مورد این مطلب



جهت عضویت در  گروه سبز و آباد  جوانان عاشق ایران سبز و آباد.اینجارا کلیک فرمایید.

 


TinyPic image


انتقام زنان از خيانت همسرانشان



http://i33.tinypic.com/ivygye.jpg

عكس العمل خانمي نسبت به خيانت شوهرش اين بود كه يك آگهي با نام "سگ گمشده"چاپ كرد و آنرا در بين دوستان و محله خود پخش نمود. قشمتي از مضمون آگهي اين است:

"سگ گمشده"

او(استيون) آخرين بار در يك دوربين مخفي (كار گذاشته شده )مشغول خيانت به همسرش وداشتن رابطه (جنسي)با بهترين دوست زنش ديده شده است.

click here

http://i38.tinypic.com/w2f0oo.jpg

اين خانم كه از خيانت همسرش عصباني بود با رنگ بر روي ماشين او نوشت:

اميدوارم (آن زن) ارزشش رو داشته باشه!!

cid:4.887802713@web37408.mail.mud.yahoo.com

خانمي ديگر كه فوق العاده از خيانت همسرش (ويا دوست پسرش) عصباني بود باپرداخت هزينه اي نسبتا زياد,

نوشته پارچه اي رو به دنباله يك هواپيماي اجاره اي بسته و آنرا بر بالاي يك اجتماع بزرگ شهرشان در

انگليس با اين مضمون به نمايش در آورد:

بالاي عكس دست راست : (( اسكات كلي , آلت مردانه اش خيلي كوچك است!!))

http://i34.tinypic.com/55sbwz.jpg

خانم ديگري پس از آگاهي از خيانت شوهرش, اول اساس و لباسهاي او را از خانه بيرون انداخت و بعد هم با

رنگ اسپري روي گاري حامل اثاثيه نوشت: شوهر خيانت كار!

http://i36.tinypic.com/33niwrm.jpg

cid:8.887802713@web37408.mail.mud.yahoo.com

خانمي هم با رنگ بجان ماشين شوهر خيانت كار افتاد....و واقعا افتاد

http://i37.tinypic.com/vdpa0w.jpg

اين يكي ..............واقعا مرد خيانت كار شانس آورد موقع عمليات خانم عصباني , اونجا حضور نداشت والا يكي

از اين كلنگ ها روي سر اون فرود ميآمد....!!

click here


پذیرش انسان...

اگر تو خودت را همانگونه كه هستي بپذيري، تحولي شگرف به وقوع مي پيوندد، زيرا انرژي

اي كه صرف ايجاد كشمكش مي شد رها مي شود و در اختيار تو قرار مي گيرد. تو را قوي تر،

تيزهوش تر، هشيارتر و زنده تر مي سازد. در تو يك روح مي آفريند

 

ذهن شكوه گر هرگز نمي تواند ديندار باشد. ناممكن است، زيرا ذهن شكوه گر هيچگاه از يك

حقيقت اساسي آگاه نمي شود: اين حقيقت كه هستي به تو عشق مي ورزد، از تو مراقبت مي كند

و باد و باران خورشيد و ماه دوست تو هستند.

سکته مغزی

 


سكته مغزي

به نام خدا

 

 

   در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد
  وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
  خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.


  دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
  نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
  مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.


  خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
  و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.



  چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
  گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
  ژولی را به بیمارستان برده اند.


  خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
  فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
A..V.C (Accident vasculaire cöébral  )

  تشخیص دادند.



  چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
  می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
  برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید



  یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:
  بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
  رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
  در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
  امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
  زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
  بود و این عمل بسیار ساده است.



  پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
  حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
  سه ساعت باید شخص را به پزشک رساند.

 



  متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می
  تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن
  پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان
  اکنون زنده بود..
 


  1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.

  2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.

  3ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
  مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
 


  اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید
  فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول
  مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در
  جریان گذارد.


  یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این ایمیل را دریافت کند و
  حداقل آنرا برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جان
  یک یا چند فرد را نجات داده است.


  توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیا
  چقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل را ارسال دارند،تعداد
  افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به
  میلیونها نفر خواد رسید.

 

    سلامت و شاد باشید

چرا زن گريه ميكند

يك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني
مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .
پسر بچه گفت: من نمي فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند
پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند
پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي دليل گريه مي كنند
بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند
.او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟
خدا گفت زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد
بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد.
و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد
من به او يك نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد
ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد
به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود
. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند
. به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد
.به او اين شعور را دادم كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسر ش را آزمايش مي كند وبه او اين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش با قي بماند و در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد
.اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني كه به آن ها نياز داشته باشد
. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد
خدا گفت : زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست
، ودر قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد.