تعداد زیادی ماشین پشت یک دیوار بتنی بزرگ ایستاده‌اند. راهشان بسته است و مسافران پشت دیوار مانده خسته و عصبی شده‌اند. آن طرف دیوار آزادراهی طولانی است که میشود در آن با سرعت رانندگی کرد. این آزادراه گنجایش هزاران ماشین را دارد اما افسوس که با دیوار بلند بتنی مسدود شده و همه ماشین‌ها پشت آن متوقف مانده‌اند. تنها تفاوت آدم‌های پشت دیوار مانده، نوع اتومبیل آنهاست. یکی بنز قدیمی سوار است و یکی پیکان مدل 52. فرقی هم نمی‌کند که آدم‌ها چه ماشینی سوارند.تنها تفاوت این است که ماشین‌های جدیدتر امکانات بهتری دارند و انتظار کشیدن در درون آنها راحت‌تر از مدل‌های قدیمی است. وضعیت اقتصادی و اجتماعی امروز ما شبیه همین دیوار بزرگ و همان بزرگراه عریض و طولانی است. آن دیوار بتنی، سازوکار حاکم بر حکمرانی ماست. سالهاست این دیوار بالاتر و بالاتر می‌رود. هرکس را آورده‌اند که این دیوار را بردارد یا کوتاه‌ترش کند، بر ارتفاعش افزوده است. انگار دیوار برداشتنی نیست. چون دیوار بزرگ بتنی با ساروجی خاص ساخته شده است. ساروجی ساخته‌شده از دو تنش مزمن و پایدار: 1- تنش در روابط داخلی بر سر سبک زندگی 2- تنش در روابط خارجی هر دیواری برداشتنی است. منوط به اینکه بخواهند. دیوار استون در کرواسی را برنمی‌دارند چون هرسال میلیون‌ها گردشگر جذب می‌کند. دیوار تروآ در ترکیه را به حال خود گذاشته‌اند. دیوار بزرگ چین هم سالانه میلیون‌ها گردشگر را جذب می‌کند اما دیوار برلین را برداشتند. سیاسی‌ترین دیوار همین دیوار برلین بود که خواستند و برداشتند. این دیوار نکبت شرق را از غرب جدا کرده بود. چین، روزگاری دیواری بلندتر داشت که برداشته شد. آن دیوار را که برداشتند، چشم‌های جهان به چین خیره شد و چین جهان را دید. سیاستمداران ما چقدر از چین می‌گویند و چقدر آرزوی چینی شدن ایران را مطرح می‌کنند. در نوشته‌ها و گفته‌های انبوهی که درباره دلایل پیشرفت چین تولید می‌شود از اقتدارگرایی،توسعه صادرات، دستمزدهای پایین، بازار بزرگ،و دهها عامل دیگر نام برده می‌شود اما از یک عامل که مهمترین عامل پیشرفت چین است اصلاً سخنی به میان نمی‌آید. آن عامل چیزی نیست جز برداشتن دیواری به نام دوری از تنش در روابط خارجی.چینی‌ها فقط به یک چیز می‌اندیشند؛منافع ملی. واقعیت این است که تا تنش‌های زیان‌بار داخلی و خارجی کنترل نشود منابع مالی و انسانی در اقتصاد ایران به حرکت در نخواهد آمد و همه بحث‌هایی که می‌کنیم بی‌نتیجه خواهد بود. سیاستمداران ما با مردم در زمینه سبک زندگی و روابط خارجی اختلاف‌نظر دارند. اما بجای حل این دو اختلاف‌نظر در چند دهه اخیر سعی کرده‌اند به مردم رشوه بدهند. اجازه داده‌اند ذخایر آب‌های زیرزمین را خالی کنیم.اجازه داده‌اند بانک مرکزی هرچقدر دلش خواست پول چاپ کند.اجازه داده‌اند محیط زیستمان در یک اقتصاد کوچک 450 میلیارددلاری به اندازه یک اقتصاد بالای چند هزار میلیارددلاری آلودگی ایجاد کند. اجازه داده‌اند کالاهایی با نازلترین کیفیت اما با بالاترین قیمت در بازار داخل به فروش برسد تا عده‌ای شغل داشته باشند.اما حواسمان نیست که سیاستمداران ما پول خرید محبوبیت خود را از جیب فرزندانمان برمی‌دارند. دیری نمی‌پاید که می‌فهمیم چیزی در بساطمان نمانده. آب را از عمق زمین بالا کشیده‌ایم. جنگل‌ها را بیابان کرده‌ایم. چشمه‌ها را خشکانده‌ایم و دریاها را آلوده‌ایم. هوایی هم در بساط نداریم. جامعه و اقتصاد ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به اکسیژن دارد که بتواند نفس بکشد، فکر کند، تصمیم بگیرد، حرکت کند و سرزنده باشد.این اکسیژن شاید همان «انگیزه عوامل اقتصادی» است.ما اکسیژن زیادی برای استشمام نداریم و همان اکسیژن کمی هم که وجود دارد، دارد بیشتر آلوده می‌شود. اگر پای «دانستن» در میان باشد، قطعاً می‌دانیم.ما بحران‌های زیادی را پشت سر گذاشته‌ایم، فراز و فرودها دیده‌ایم و به خوبی می‌توانیم برای سرنوشت خودمان تصمیم‌های خوب بگیریم. میماند «خواستن». باید بخواهیم این دیوار بتنی را برداریم. همه آنها که علاقه دارند گشایشی در کشور ایجاد شود باید بر موضع خواستن متمرکز شوند و از سیاستمداران بخواهند به‌جای تغییر افراد و...، دیوار بتنی بزرگ را بردارند. خیلی‌ها نگران پشت دیوارند. نگران فردای ایران بدون دیوارند. این فردا اما متعلق به آنها نیز هست. تورگوت اوزال در ترکیه دیواری بلندتر از دیوار ما مقابل خود داشت. دنگ شیائوپینگ در چین دیواری تاریخی مقابل خود و کشورش می‌دید.قرار نیست فردای برداشتن دیوار همه چیز یادمان برود. در حقیقت ما چیز زیادی نمی‌خواهیم. مشتی نفس و مقداری جاده. می‌خواهیم بزنیم به آزادراه و بالنده و سربلند حرکت کنیم/تجارت فردا

دیواره

✍️پرویز گیلانی

 📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی