معجزه گردش پول

 در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست... ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس 100 یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذاردو برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود. صاحب هتل اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد. قصاب اسکناس 100 یوروئی را برمیدارد و با عجله سراغ دامداری می رود و بدهی خود را به او می پردازد. دامدار، اسکناس 100 یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام که از او برای گوسفندانش یونجه و جو خریدکرده میدهد. یونجه فروش برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 یوروئی را با شتاب به شهرداری میبرد و بابت ساخت و سازی که انجام داده مالیاتش را به شهرداری میپردازد... حسابدار شهرداری اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا شهرداری به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه چند کارمند و بازرس از پایتخت به شهرداری این شهر آمده بودند یکشب در این هتل اقامت کرده بودند حالا دوباره هتل دار اسکناس را روی پیشخوان خود دارد..... در این هنگام توریسته ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس 100 یوروئی خود را برمیدارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند. در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است. ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و ... این است تعریف ساده اقتصاد .. راکد گذاشتن پول در گاوصندوقهای شخصی و حتی سپرده گذاری در بانک، برای حصول سودی ناچیز و همچنین خرج کردن سرمایه در خارج از کشور،باعث ایجاد اقتصادی ضعیف و شکننده شده و حداقل پیامد آن تورم و افزایش فقردر آن کشور می باشد.. حالا کافی بود در چرخه داستان بالا یکی وسوسه میشد و طمع میکرد وقرضش را نمیداد . کاملا پیداست که چه اتفاقی می افتاد.... Http://baziran.blogfa.com

5 مانع موفقیت

پنج مانعي که براي موفقيت بايد بر آنها فائق آمد! وقتش را ندارم: اگر الان نه، پس کي؟ اگر وقتش را داريد که در طول هفته کلي زمان صرف رسيدن به قيافه‌تان بکنيد و کلي وقت را براي بالا و پايين کردن فيسبوک بگذاريد، چطور نمي‌توانيد همانقدر زمان را صرف ايدۀ تازه‌تان بکنيد؟ ورزش دادن ذهن به همان اندازۀ ورزش دادن جسم اهميت دارد. تابلوي لطفاً مزاحم نشويد را روي در اتاقتان بزنيد و در هفته وقتي را به پيشرفت پروژۀ شخصيتان اختصاص دهيد. پولش را ندارم: برعکس! هزينۀ انجام ندادنش را نمي‌توانيد تقبل کنيد. هزينه‌اي که براي دست به کار شدن صرف مي‌کنيد، در مقايسه به هزينه‌اي که براي پشيماني از اينکه تلاشي نکرده‌ايد، پس خواهيد داد، هيچ است. اگر دستتان تنگ است، کار را با قدم‌هاي کوچک شروع کنيد. سعي کنيد از جاهاي ديگر و ولخرجي کم کنيد، تا بتوانيد براي شکوفا کردن ايدۀ خود پول صرف کنيد. من به شخصه غذا درست کردن در منزل را جايگزين بيرون غذا خوردن کردم و خريد چيزهايي که فقط کمدها و قفسه‌هايم را اشغال مي‌کرد را متوقف کرد. مهارتش را ندارم: احتمالاً مهارتش را داريد و خودتان خبر نداريد. اولاً، ببينيد که چه استعدادهايي داريد و فکر کنيد که از چه راههايي مي‌توانيد از اين استعدادها بهره بگيريد. من مجري دو برنامۀ راديويي هستم به عمرم در کلاسي با عنوان "چگونه مجري راديو شويم" شرکت نکرده‌ام. مي‌خواهيد مهارتهاي تازه‌اي ياد بگيريد؟ داوطلبانه زمان و استعداد خود را در اختيار سازمان يا نهادي که با اهدافتان در يک راستاست بگذاريد تا از نزديک تجربه کسب کنيد. آموزش لازم را نديده‌ام و مدرکش را ندارم: مثال نقضش بيل گيتس است. شما از آنچه فکر مي‌کنيد باهوش تريد. طراحي ذهن ما به گونه‌اي است که ايده توليد کند. اگر فکر مي‌کنيد که بايد صندوقچۀ مغزتان را غني کنيد، اينترنت مملو است از دوره‌هاي آموزشي و اپليکيشن‌هايي که مي‌توانيد به رايگان دانلود کنيد. آن وقتي را که با کم کردن کارهاي اضافه به دست مي‌آوريد را صرف يادگيري کنيد. انگار همه دارند همان کاري را که من مي‌خواهم بکنم، مي‌کنند: بعضي وقتها اين فکر به ذهنم مي‌رسد که آيا ايده‌اي که دارم حقيقتاً ناب است؟ واقعيت اين است که اگر گروه علاقمندان و مخاطبانتان را بشناسيد و نيازهايشان را درک کنيد، و چگونه آنها را اقناع کنيد، براي هر چيزي بازار وجود دارد. فقط لازم است که به ايدۀتان چيز جديدي بيافزاييد.