چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟
چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟
چندی پیش مقاله ای با عنوان وضعیت سرمایه اجتماعی جامعه امروز ایران
منتشر شد و در آن به موضوع jتاسف بار بی توجهی جامعه و حکومت به مهمترین سرمایه ملی کشورمان (سرمایه اجتماعی)اشاره شد .امروز نیز مقاله جالبی در همین رابطه دیدم که انتشار آن به نظر مناسب آمد
حمایت ازتغییر فرهنگ عمومی و مبارزه با دروغ و چاپلوسی در فیس بوک ;کلیک کنید لطفا

حمایت ازتغییر فرهنگ عمومی و مبارزه با دروغ و چاپلوسی در ایران ;کلیک کنید لطفا
امیدوارم که انتشار اینگونه مقالات و مطالب بتواند تلنگری به ذهن روشنفکران و دلسوزان و کسانیکه کاری از دستشان بر می آید باشد. بلکه اقدامی عملی در جهت بازیابی سرمایه های اجتماعی و بالا بردن فرهنگ عمومی(در حکومت و جامعه) صورت پذیرد.
------------------------------------------------------------------
چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟
چندی پیش مقاله ای با عنوان وضعیت سرمایه اجتماعی جامعه امروز ایران
منتشر شد و در آن به موضوع jتاسف بار بی توجهی جامعه و حکومت به مهمترین سرمایه ملی کشورمان (سرمایه اجتماعی)اشاره شد .امروز نیز مقاله جالبی در همین رابطه دیدم که انتشار آن به نظر مناسب آمد
حمایت ازتغییر فرهنگ عمومی و مبارزه با دروغ و چاپلوسی در فیس بوک ;کلیک کنید لطفا

حمایت ازتغییر فرهنگ عمومی و مبارزه با دروغ و چاپلوسی در ایران ;کلیک کنید لطفا
امیدوارم که انتشار اینگونه مقالات و مطالب بتواند تلنگری به ذهن روشنفکران و دلسوزان و کسانیکه کاری از دستشان بر می آید باشد. بلکه اقدامی عملی در جهت بازیابی سرمایه های اجتماعی و بالا بردن فرهنگ عمومی(در حکومت و جامعه) صورت پذیرد.
------------------------------------------------------------------
چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟
در فرهنگ عمومی ایرانیان از مردم عادی گرفته تا مسئولان، رفتار بر اساس صداقت و شفافیت به دلایلی پا نگرفته و این هم دلایلی دارد.
بر این اساس یکی از دلایل عدم شفافیت و صداقت، «تمایل عجیب ایرانیان برای زندگی کردن در ابهام و کشیدن حالتی از ابهام حول زندگی و فعالیت های افراد است.» این تمایل به زندگی در ابهام نوعا در بین مسولان کشور هم دیده می شود و حتی مسئولان هم با علم به اینکه، ابهام در فعالیت ها بی اعتمادی مردم را به وجود می آورد، همچنان فعالیت ها، سیاست ها و عزل و نصب های خود را در ابهام نگه می دارند، این در حالی است که یکی از مولفه های ذهنی ایرانیان برای همکاری با اشخاص، صداقت، شفافیت و به اصطلاح رو راست بودن آنان است، شرطی که اگر برای ایرانیان مهیا نباشد، به تحقیق می توان گفت که هیچ همراهی و همکاری از سوی آنان صورت نخواهد گرفت.
یکی دیگر از دلایل عدم صداقت و شفافیت، «ترس و نگرانی از بر ملاشدن شکست ها و عیوب و نقص هاست.» بر این اساس عموم ایرانیان بر ملا شدن شکست ها و یا ناتوانی خود را دال بر ناتوانی خود دانسته و تا حد ممکن می کوشند که نه خبری از شکست ها و ناکامی های آنان منتشر شود و نه کسی به خاطر شکست، آنان را باز خواست نماید.
این در حالی است که مجموعه فعالیت های انسان آمیزه ای از کامیابی ها و ناکامی هاست، اما در ایران به ویژه در دورانی که افراد در قدرت هستند، کمتر از شکست ها و ناکامی های آنان خبری شنیده می شود و عموما اخبار کشور تحت تاثیر خبر موفقیت های روز افزون آنان است و تنها پس از ترک قدرت است که اخبار ناکامی ها در حجمی وسیع در بین افکار عمومی منتشر و به بی اعتمادی افکار عمومی منجر می شود.
این مساله در بعدی به اشخاص بر می گردد و در بعدی دیگر به قضاوت اجتماع، به کسی که صادقانه و مخلصانه به شکست و ناکامی خود اعتراف می کند. در واقع سیستم ارزیابی در ایران فقط پیروزی ها را می بیند و عملکرد افراد بر اساس مجموعه ای از شکست و پیروزی ها ارزیابی نمی شود، چه بسا مدیری که ده ها کار ارزنده انجام دهد اما به خاطر یک شکست از کار برکنار شده و در مقابل شخصی با انفعال و فقط پیروزی در یک کار، به نحو شگفت آوری ارتقاء می یابد.
پس عموما به خاطر ترس از تخفیف و سرزنش، شکست ها و ناکامی ها پنهان می شود و کسی خبری از آنها نمی شنود.
از دلایل دیگر عدم صداقت و شفافیت نه ترس از برملا شدن شکست ها «بلکه تعدد شکست ها و ناکامی ها» در اجرای کارها و فعالیت های شخصی و حکومتی است و در حقیقت عدم انجام کارها و امورات شخصی و عمومی به صورت نادرست به دلایل مختلف است. زمانی که افراد بدون داشتن تخصص لازم در پست های مختلف گماشته می شوند، این خود آغاز پنهان کاری است، چون طبیعتا افراد فاقد تخصص اشتباهات و ناکامی های بسیار بیشتری از افراد متخصص دارند، لذا از زمان انتصاب یک فرد غیر متخصص باید انتظار داشت که پنهان کاری و عدم شفافیت آغاز شود و هیچ خبر درست و صحیحی از فعالیت ها، موفقیت ها و شکست ها به گوش مردم نرسد.
در واقع این یک سیاست گزاری غلط است که باعث پنهان کاری و عدم شفافیت در جامعه می شود.
علاوه بر این «عدم وجود روحیه معذرت خواهی» از دیگر دلایل نبود شفافیت و صداقت در بین مردم و مسولان است.
در فرهنگ عمومی ایرانیان، معذرت خواهی، طلب بخشش و تلاش برای جبران اشتباهات و ناکامی ها ضعف و ناتوانی تلقی می شود و عموما ایرانیان کار و فعالیت خود را جزئی ناگسستنی از هویت و بودن خود می دانند و عملکرد خود را جزو ثوابت بنیان وجودی خود می دانند که گویا اعتراف به اشتباه بودنش از یک سو شأن و شخصیت آنان را فرو می کاهد و از سویی دیگر، گویی خللی در بنیان وجودی آنان ایجاد می کند و بدین گونه است که جامعه تمایل دارد در ابهام و بدون شفاف سازی عملکردها، مواضع و سیاست ها پیش رود.
به راستی چه دلایل دیگری برای عدم وجود صداقت و شفافیت در بین مردم و مسئولان ایرانی می توان احصاء کرد؟ به نظر می رسد مشارکت شما در این بحث، بتواند برای ترسیم آینده ای روشن راهگشا باشد.
از همه خوانندگان خوش ذوق و دلسوزان و روشنفکران درخواست میشود در این بحث مشارکت داشته باشند.
لطفا برای درج نظر و مشارکت در بحث و نیز برای مطالعه نظر دیگران در باره این مبحث اینجا را کلیک کنید
در پایان ضمن ارایه چند لینک مرتبط با این موضوع در زیر درخواست میشود با انتشار و پخش این گونه مقالات در ایمیلها توجه هموطنانمان را به فرهنگ عمومی جامعه جلب نماییم شاید در این مسیر این مقاله به دست کسانی برسد که بتوانند اقدامی عملی نمایند.
جهت دریافت مقالات مشابه اینجا را کلیک کنیدمنبع این مقاله:سایت تابناک
جهت دریافت مقالات مشابه اینجا را کلیک کنید
سایر لینک های مرتبط:
وضعيت امروزه جامعه ايران
درد بزرگ ایران امروز نمونه هایی از تجاوز در مکان هایی که ارباب رجوع دارندفهرست کلیه مطالب به ترتیب تاریخ انتشار
جهت دریافت مقالات مشابه اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ساعت 11:49 توسط آزاد
|

