برخورد با اشتباهات

در این میان نحوه برخورد افراد با اشتباهات خود و دیگران دارای اهمیت تعیین کننده و حیاتی است که تا حد زیادی از بروز خسارات بیشتر جلوگیری می‌کند. در ادامه ۱۰ توصیه برای برخورد بهینه و عاقلانه با اشتباهات ارائه شده است که به‌کار بستن آنها نقش بسزایی در مدیریت هر چه بهتر اشتباهات و کاهش هزینه‌های ناشی از آنها دارد. ۱-اشتباه تان را بپذیرید قبل از آنکه همه از آن مطلع شوند دیل کارنگی در کتاب مشهورش تحت عنوان «چگونه با دیگران دوست شوید و در آنها نفوذ کنید» پیشنهاد می‌کند که بهترین راه برای مدیریت و برخورد با اشتباهات مان این است که ما باید قبل از اینکه دیگران از اشتباه ما آگاه شوند و نسبت به آن واکنش نشان دهند آن اشتباهات را بپذیریم و در اسرع وقت نسبت به اصلاح امور اقدام کنیم. برای این کار در ابتدا باید به‌طور دقیق مشخص کنیم که چه اشتباهی کرده‌ایم و برای جبران آن چه باید و می‌توانیم انجام دهیم. ما با این کار به گونه‌ای عمل کرده‌ایم که دیگران به جای نشان دادن واکنش منفی و خصمانه در قبال اشتباه ما در صدد کمک کردن به ما برای حل مشکل برآیند. ۲-تلاش نکنید که اشتباهاتتان را پنهان کنید یکی از چیزهایی که روسا و مدیران مافوق را بسیار عصبانی می‌کند انکار و عدم پذیرفتن اشتباهات افراد و تلاش آنها برای پنهان کردن اشتباهات شان است. واقعیت این است که یک اشتباه هر چقدر هم پنهان بماند روزی افشا خواهد شد و حتی پیش از آن نیز فردی که مرتکب اشتباه شده است دچار استرس و ترس از افشا شدن آن خواهد بود پس چه بهتر که به جای پنهان کاری در جهت حل مساله گام برداشت. ۳-به شکل مودبانه و محترمانه‌ای عذرخواهی کنید اشتباهات غالبا باعث بروز ناخشنودی و نابسامانی می‌شوند و زمان، هزینه و تلاش سازمان را هدر می‌دهند. پس حتما لازم است که ناراحت و غمگین بودن خود از این مساله را به شکل محترمانه‌ای بیان کنید و از دیگران به خاطر مزاحمتی که برایشان ایجاد کرده‌اید پوزش بخواهید. چنین کاری نه تنها از جایگاه و منزلت شما نزد زیردستان تان نمی‌کاهد بلکه نشان می‌دهد که شما شهامت پذیرفتن اشتباهات خود و علنی کردن آنها را دارید و این کار شما الگویی خواهد شد برای افرادتان تا در صورت اشتباه کردن مثل شما شجاعانه عمل کنند. ۴-سوالاتی را بپرسید که نشان می‌دهد شما از اشتباه خود درس گرفته‌اید و دیگر آنها را تکرار نمی‌کنید. تجربه نشان داده که تاریخ در اغلب موارد تکرار می‌شود. پس برای اطمینان دادن به دیگران در مورد تکرار نشدن اشتباهات‌تان لازم است سوالات دقیق و هدفمندی را بپرسید که نشان می‌دهد شما به نقطه ضعف و علت اشتباه خود پی برده یا خواهید برد و تلاش می‌کنید از تکرار آن در آینده جلوگیری کنید. ۵-به اعضای تیم‌تان اجازه دهید برای جبران اشتباهتان به شما کمک کنند هنگامی که پذیرفتید اشتباه کرده‌اید به‌طور حتم به کمک نیاز خواهید داشت و طبیعی است که اعضای تیم‌تان و زیردستان شما در‌صدد کمک کردن به شما برآیند. حتما کمک آنها را بپذیرید. بعضی از ما نسبت به اینکه دیگران بخواهند به ما کمک کنند خشمگین می‌شویم و موضع منفی می‌گیریم اما در واقع داریم کسانی را که داوطلبانه به کمک ما شتافته‌اند، می‌رنجانیم. در این زمان باید به یاد داشته باشیم که زیردستان و اعضای تیم‌مان برای کمک کردن به ما در رسیدن به اهداف مقرر استخدام شده‌اند و باید از پتانسیل‌های آنها به بهترین نحو استفاده کرد. ۶- خیلی سریع به سراغ حل مساله بروید آنچه دیگرانی را که از اشتباه ما مطلع شده‌اند عصبانی‌تر می‌کند تعلل ما و عدم اقدام فوری برای حل مشکلات ناشی از اشتباه است. پس مهم‌ترین اولویت کاری ما پس از پذیرفتن اشتباه‌مان اقدام فوری در جهت حل مساله است تا از وخامت اوضاع کاسته شود. هنگامی که افراد خیلی سریع در جهت جبران مافات اقدام می‌کنند این اطمینان در دیگران ایجاد می‌شود که مساله به‌زودی حل خواهد شد و وضعیت به حالت عادی باز خواهد گشت. ۷- جلوی ضرر را هر وقت بگیرید منفعت است اگر تصمیم نادرستی اتخاذ کرده‌اید و خود و تیم‌تان را دچار زیان‌های مادی و معنوی متعدد کرده‌اید، بیش از حد به گذشته و آنچه اتفاق افتاده است نچسبید و در صورت امکان از بروز خسارات بیشتر جلوگیری کنید چرا که جلوگیری از بروز زیان‌های بیشتر نیز در نوع خود یک موفقیت و پیشرفت تلقی می‌شود. ۸-با اشتباه خود همان گونه برخورد کنید که با اشتباهات دیگران برخورد می‌کنید هنگامی که اشتباهی را مرتکب شدید که مسوولیت کامل آن با شما است همان برخوردی را با خود داشته باشید که در زمان بروز اشتباه از طرف زیردستان خود نسبت به آنها دارید. این درست نیست که ما نسبت به اشتباهات دیگران بسیار سختگیر باشیم و نسبت به اشتباهات خود سهل‌گیر و ملایم. ۹- برای آبی که ریخته شده گریه نکنید اگر به خاطر اشتباهی که مرتکب شده‌اید دچار ناراحتی و شرمندگی شده‌اید پس از انجام اقدامات لازم در مورد آن سعی کنید انرژی منفی ناشی از آن را از ذهن‌تان پاک کنید. در صورت لزوم برای خلاص شدن از استرس و فشار روانی ناشی از اشتباه‌تان چند دقیقه‌ای از محل کارتان بیرون بزنید یا با یک دوست یا همکار صمیمی چند دقیقه‌ای گپ بزنید. ۱۰-در راستای بازگشت و تقویت اعتماد و اعتبار از دست‌رفته‌تان گام بردارید این کاملا طبیعی است که زیردستان‌تان پس از علنی شدن اشتباهی که از شما سر زده است تا حدی اعتماد خود را به شما از دست بدهند. پس لازم است با یک بازگشت مقتدرانه و موفق هر‌گونه بی‌اعتمادی و تزلزل را در میان اعضای تیم‌تان از بین ببرید و همه را برای موفقیت ها و پیروزی‌های پی در پی آینده آماده سازید.

 

نقل از سایت ارانیکو

اقتصاد چین

چطور چین به سرعت به کشوری صنعتی و مدرن تبدیل شد؟ شروع اصلاحات اقتصادی چین در سال 1979 بود. علامت این رویداد در دسامبر سال 1978 اتفاق افتاد که طی یازدهمین کنگره مرکزی حزب کمونیست چین ، دنگ شائوپینگ رئیس تازه حزب ، سخنانی ایراد کرد که به عنوان مهم ترین سخنرانی تاریخ چین مدرن شناخته شد. وی بر ضرورت تمرکز بر توسعه اقتصادی و آزادگذاشتن واقعیات و نه ایدئولوژی در تعیین مسیر آن تاکید کرد. شائوپینگ گفت: مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد ، مهم این است که بتواند موش بگیرد. از آن زمان خط مشی چین همین بوده و این کشور با نوعی عمل گرایی سرسختانه به راه مدرنیزاسیون رفته است. نتیجه شگفت انگیز بوده است. این کشور طی تقریبا سی سال سالانه بیش از 9 درصد رشد اقتصادی داشته که شتابان ترین رشد یک اقتصاد بزرگ در تاریخ به حساب می آید. در همین تاریخ این کشور 400 میلیون نفر را از باتلاق فقر بیرون کشیده که بیشترین فقرزدایی انجام شده در هر جا و هر زمان است. چین ، موفقترین داستان توسعه در تاریخ جهان است.منطقه مالی پودنگ در شانگهای هشت برابر کاناری وارف در لندن است.شهر چونگ کینگ عملا طبق الگوی شهر شیکاگوی آمریکا ساخته شده است. چین بزرگترین تولیدکننده ذغال سنگ، فولاد و سیمان جهان است.بزرگترین بازار تلفنهای همراه هوشمند در جهان است و حجم زیرساختهای آن پنج برابر آمریکاست. الگوی چین برای توسعه متفاوت از الگوی ژاپن و کره جنوبی بوده است. چین در حوزه تجارت و سرمایه گذاری از سیاستی کاملا باز پیروی کرده است. ژاپن و کره از راهبرد صادرات محور با انسداد بازار داخلی استفاده کردند ولی چین به جای آن درهای خود را به سوی دنیا باز کرد.مارکهای معروف و شرکتهای برتر جهان همه در چین شعبه دارند. از سوی دیگر چینی ها برای پیشرفت روحیه ناسیونالیستی خود را کنار گذاشتند. مثلا بیشتر برجهای پر زرق و برق و طرحهای شهرهایشان به دست معماران غربی ساخته شده و از همه جالبتر اینکه چین برای برگزاری هرچه عالیتر بازیهای المپیک پکن 2008 ، استیون اسپیلبرگ کارگردان معروف آمریکایی را استخدام کرد که این بازیها را مدیریت کند. واگذاری چنین نقشی به یک بیگانه از سوی ژاپن یا هند غیر قابل تصور است. زمانی از یک مقام چینی پرسیدم بهترین راه حل برای مشکل فقر روستایی کدام است؟ پاسخ داد باید بازارها را آزاد گذاشت تا نقش خود را ایفا کنند، بازار مردم را از زمین جدا و وارد صنعت میکند و مردم را به شهرها میکشاند.نکته بسیار مهم تر در توسعه همه جانبه چین این است که این کشور از سال 1979 تا به امروز با چراغ خاموش رو به جلو حرکت کرده است. مثلا چین معمولا به قطعنامهایی که آمریکا بانی آن در شورای امنیت سازمان ملل است رای مثبت میدهد و یا حداقل آن را وتو نمیکند. این را دنگ شائول پینگ حرکت با چراغ خاموش میخواند.یعنی چین سر به زیر داشت و پیشرفت کرد.سیاست عدم مداخله و عدم مقابله چین هنوز هم پابرجاست. چین معمولا به استثنای آنچه که به تایوان مربوط میشود معمولا از ورود به مجادلات با سایر دولتها پرهیز میکند و خود را با کشورهای دیگر درگیر نمیکند تا تمام توانش به رشد اقتصادی معطوف بماند.از طرف دیگر در سال 2002 چینی ها از اصطلاح رشد مسالمت آمیز استفاده کردند. در سالهای 2006 و 2007 تلویزیون دولتی چین مستندی 12 قسمتی درباره داستان پیشرفت و خیزش 9 قدرت بزرگ از جمله آمریکا و انگلیس پخش کرد و در این مستند از ژاپن و آمریکا تمجید فراوان کرد. پیام اصلی این مستند این بود: عظمت یک ملت در توانایی اقتصادی آن نهفته است و نظامی گری و امپراطوری گری به بن بست میرسد." (جهان پسا امریکایی، فرید زکریا، ترجمه احمد عزیزی، نشر هرمس، چاپ دوم1393، فصل چلشگر) Http://baziran.blogfa.com