ميزان شايستگي شما براي مديريت

ميزان شايستگي شما براي مديريت


کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟


سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.

 

1-از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟

.

.

.

.

.

.

 

پاسخ: درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می‌بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!

 

2-حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می‌کنیم و فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم؟

نه! این درست نیست!

پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌کنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی‌تان فکر می‌کنید یا خیر.

 

3-شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ:‌ یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود.

اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یک سؤال دیگر مانده است.

 

 

4-باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید.

کروکودیل‌ها؟ آنها الان در جلسه‌ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر.

نظر شما و ديگران در مورد اين تست


 

کسری‌های آمریکایی و بی‌نظمی جهانی


سلام
مقاله جالبي در روزنامه دنياي اقتصاد مورخ هفدهم اذر هشتاد و هشت به چاپ رسيده كه متن ان در ادامه اين نامه امده است.
. اين مقاله به دور از نگرش هاي سياسي نكات اقتصادي قابل توجهي دارد كه ميتواند در تحليل مسايل اقتصادي امروزه به كار رود.
به نظر بنده انچه كه براي اقتصاد يك كشور بايد الگو باشد نه صرفا اقتصاد دولتي و نه اقتصاد صرفا آزاد است. يلكه دولت ها بايد با توجه به  اقتضاي زمان  فقط و فقط با ديدگاه مناقع اقتصاد ملي راه ميانه اي را براي كنترل يا ازاد سازي اقتصاد كشور در پيش گيرند...هر خوانندهاي نظري خاص در اين مورد دارد كه همه انها محترم است.

کسری‌های آمریکایی و بی‌نظمی جهانی

دكترموسی غنی‌نژاد


... سال‌های طولانی است که اقتصاد ایالات‌متحده آمریکا به طور مزمن کسری بودجه دولتی و کسری تجارت خارجی دارد و به نظر می‌رسد که سیاستمداران و سکانداران سیاست‌های اقتصادی، نه تنها نگرانی چندانی از این وضع ندارند، بلکه با آن به راحتی کنار آمده‌اند. پرسش این است که چگونه و چرا سیاستمداران آمریکایی به‌رغم ادعای پایبندی به اصول اقتصاد آزاد، بیش از نیم قرن است که با سیاست‌های اقتصادی مداخله‌جویانه خود بی‌ثباتی و بی‌نظمی در اقتصاد جهانی را دامن زده‌اند و آرمان اقتصاد آزاد را قربانی مصلحت‌های سیاسی کرده‌اند.کسری بودجه‌های مداوم دولت ایالات‌متحده موجب انباشته شدن بدهی‌های دولتی شده، به طوری که در حال حاضر مانده بدهی دولت آمریکا به بیش از 12 تریلیون دلار رسیده است که حدود 85 درصد تولید ناخالص داخلی سالانه این کشور است. کسری بودجه دولت آمریکا در سال‌جاری بین 5/1 تا 8/1 تریلیون دلار تخمین زده می‌شود که تقریبا 11 تا 13 در صد تولید داخلی آمریکا است. این میزان کسری بودجه از جنگ دوم جهانی تاکنون سابقه نداشته و واضح است که بدهی انباشته دولتی را به شدت افزایش خواهد داد. به‌رغم مخالفت‌های بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) با سیاست‌های مالی انبساطی مبتنی‌بر کسری بودجه و اخطار در خصوص خطر بی‌ثباتی مالی ناشی از این کسری بودجه‌های گسترده و مزمن، بیش از 40 درصد کل بدهی بخش دولتی ایالات‌متحده را این بانک تامین مالی کرده است.
این وضعیت پتانسیل تورمی بزرگی را به وجود آورده که گرچه در شرایط فعلی رکود کسب‌وکار و سقوط بازارهای مسکن و بازارهای مالی به افزایش بالفعل سطح عمومی قیمت‌ها منجر نشده، اما آتش زیر خاکستری است که با رونق یافتن دوباره فعالیت‌ها می‌تواند اقتصاد آمریکا و دنیا را با خطر بی‌ثباتی مواجه سازد.
تجارت خارجی ایالات‌متحده آمریکا از سال‌های 1970 تاکنون تقریبا همه ساله کسری داشته، یعنی آمریکایی‌ها حدود چهار دهه است که به‌طور مداوم و کم‌وبیش فزاینده‌ای واردات کالاها و خدماتشان بیش از صادراتشان بوده است. این کسری در سال‌های اخیر به حدود 6درصد تولید ناخالص داخلی سالانه آمریکا رسیده و تداوم بلندمدت آن به این معنی است که آمریکایی‌ها به اندازه کسری تجاری خود کالا‌ها و خدماتی را که از سایر نقاط دنیا خریداری و مصرف می‌کنند، صرفا با پول تولیدی خود می‌پردازند و نه تولید کالاها و خدمات واقعی. به سخن دیگر، آمریکایی‌ها بخشی از رفاه خود را مدیون پول تولیدی خود هستند نه زحمت ناشی از تولید واقعی. این وضع به افزایش حجم پول آمریکایی در خارج از مرزهای این کشور انجامیده و ذخایر ارزی (دلاری) کشورهای عمده صادر کننده به آمریکا را به شدت بالا برده است.
 حجم عظیم و فزاینده پول آمریکایی در خارج از آمریکا عامل مهمی در بی‌ثبات کردن بازار‌های مالی  بین‌المللی است و به طور مستقیم و غیرمستقیم موجب تسری مشکلات داخلی اقتصاد ایالات‌متحده به سایر کشور‌های دنیا می‌شود. واقعیت این است که به طور کلی سیاستمداران بیش از آنکه نگران نظم و ثبات اقتصادی دراز مدت باشند، به فکر منافع کوتاه‌مدت و میان‌مدت سیاسی‌اند. درست است که مداخله حاکمان سیاسی در نظام اقتصادی همیشه به بهانه مصلحت عمومی و مرتفع ساختن «شکست بازار» صورت می‌گیرد، اما این مداخلات اغلب موجب بدتر شدن وضع و بی‌نظمی و بی‌ثباتی می‌شود. مهم‌ترین ابزار سیاستمداران برای تسلط بر اقتصاد جامعه، پول دولتی  است، یعنی پولی که فاقد پشتوانه کالایی مشخصی است و به صرف پشتیبانی قدرت سیاسی از آن، به طور انحصاری به تنها وسیله پرداخت عمومی تبدیل می‌شود و مقدار عرضه آن در اختیار مقامات پولی (حکومتی) قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه پول آمریکایی (دلار) پس از جنگ دوم جهانی عملا به پول بین‌المللی تبدیل شد و دولت آمریکا بر خلاف پیمان «برتن وودز» تعهد پایه طلا بودن دلار را در سال 1971 به طور یک جانبه کان لم یکن اعلام کرد، اقتصاد آمریکا موقعیت ممتازی را برای سیاستمداران حاکم بر آن به وجود آورد. آنها توانستند با دلاری که حکم طلای سابق را در مبادلات بین‌المللی پیدا کرده بود، قدرت و نفوذ خود را در سراسر دنیا تحکیم ببخشند و با منطق سیاست‌محور و کوته‌بین خود موجب بی‌ثباتی و بی‌نظمی در اقتصاد جهانی شوند.
تردیدی نباید داشت که منش سیاستمداران ایالات‌متحده آمریکا در حداقل نیم قرن اخیر به هر شکلی که تفسیر شود، در هر صورت در چارچوب اصول اقتصاد آزاد نبوده است. استفاده از تحریم‌های اقتصادی یعنی تبدیل اقتصاد به ابزاری برای منویات سیاسی، نمونه بارز دیگری از ناسازگاری کردار سیاستمداران حاکم بر آمریکا با آرمان‌های اقتصاد آزاد است. این رشته البته سر دراز دارد.



ابراز احساسات

برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم."

مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد. من اكنون كه حدود 2 سال از ازدواجم میگذرد به عینه مورد فوق را تجربه كرده ام . مطمئن باشید صادقانه گفتن این جمله زندگی تان را از این رو به آن رو می كند،اگر بیش از 30 سال هم از زندگی تان گذشته این مورد را امتحان كنید نه لوس بازی است نه سوسول بازی ...

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

شاید این مورد كمی سخت بیاید اما باور كنید از آن روش هایی است كه معجزه می كند و تمام كدور ت ها و ناراحتی هایی را كه شاید پیش آمده باشد از بین می برد.مطمئن باشید اگر هر روز هم این كار را بكنید برایتان به حالت عادی در نخواهد آمد و تكراری نخواهد شد...

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد.

با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه با بهترین دوستانتان رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

یادتان باشد كه همسرتان تنها كسی است كه در تمام غم ها و شادی هایتان با شما شریك است و دل سوز و فدایی شماست پس آیا به نظرتان چنین كسی ارزش چنین رفتار هایی را ندارد.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید.

می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید.

به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید.

وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

چیزی كه در اینجا مورد از همه است این است كه در موقع عصبانیت هرگز صدایتان را برای یكدیگر بلند نكنید و حرمت ها را زیر پا نگذارید.

7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید.

آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید.

همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

8. اول به همسرتان فکر کنید.

اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

9. همسرتان را همه جا عزیز بدارید.

به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید.

ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

11. با احترام با یگدیگر صحبت كنید

اكثر افراد در روز های اول ازدواج و در دوران نامزدی بسیار محترمانه همدیگر را خطاب میكنند و كمتر از "جان" و "عزیز" به هم نمی گویند اما بعد از مدتی همه اینها فراموش می شود و به اصلاح "تو تو" كردن جایگزین آن می شود .

خطاب كردن همسر با كلمه "شما" چه زن و چه مرد مانع بسیاری از كدروت ها و درگیر ها می شود ،یادتان باشد همسرتان بهترین كس شماست و اوست كه باید از همه بیشتر او را عزیز بدارید و با احترام برخورد كنید.

رعایت موارد بالا علاوه بر اینكه هیچ هزینه ای برایتان ندارد باعث می شود زند گی تان از این رو به آن رو شود ،اشتباه نكنید این امور ساده تنها برای زو ج های جوان و تازه ازدواج كرده نیست حتی اگر بیش از10سال از ازدواجتان گذشته است،رعایت این موارد هیچ موردی برایتان ندارد.

می توانید از هم اكنون شروع كنید و این موارد ساده را امتحان كنید... امیدوارم همیشه روز های خوشی را با همسرتان سپری كنید و لبخند همواره بر روی لبتان باشد

7كليد موفقيت

1-تفكر:آنگونه كه فكر مي كنيد خواهد شد. اگر فكر كنيد مي شود پس خواهد شد واگر فكر كنيد نمي شود پس نخواهد شد.98% موفقيت بشر در تفكرشونه.

تفكر جادويي: من موفقم – من قدرتمندم – هر روز زيباتر مي شوم – هر روز خوشتيپ تر مي شوم.
2-
كلام مثبت:كلام ما عصاي معجزه گر ماست سرشار از مهر و اقتدار .هر چه به كلام جاري كنيد در زندگي متجلي مي شود.
كلام جادويي: من خوشبختم - من موفقم – من قدرتمندم – هر روز زيباتر مي شوم – هر روز خوشتيپ تر مي شوم – هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر مي شوم.
اين جملات سه شرط دارد:1- 100% مثبت باشد -2- مربوط به زمان حال باشد -3- خودمان چيزي كه مي گوييم را باور كنيم.
مقابله با ترديد: آنچه را مي خواهيد بنويسيد.
21
روز مداوم اين كار را بكنيد روز 22 عادت تثبيت شده داريد.
هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شويد 5 دقيقه زير پتو بخنديد قهقهه بزنيد تا صورت باز شود.
بجاي خسته نباشيد كه موج منفي دارد بگوييد شاداب باشيد – سبز باشيد – با نشاط باشيد.
سه روش براي مقابله با موجهاي منفي:1- به موج منفي بگوييد ايست- 2- به موج منفي بگوييد بعدي -3-كش كش با كشي كه به مچ خود بسته ايد هنگام موج منفي به خود شك وارد كنيد تا از آن موج منفي دور شويد و هوشيار شويد.
3-
مقصد مشخص رسالت معلوم آرزوي سالهاي بعد و ده سال زمان را جلو بكشيد و بگوييد كه چه داريد.
4-
تجسم خلاق به حالت آلفا يا آرامش برود ( روي صندلي كف پا روي زمين چشمها بسته سه انگشت دست راست انگشت بلند بالاي بيني دو انگشت ديگر روي ابروها شصت روي پرده بيني از پرده بيني ديگر نفس مي كشيم صداي نفس كشيدن نبايد شنيده شود سپس انگشت كوچك را روي پرده بيني گذاشته از پردهاي كه شصت روي آن بود نفس را بيرون مي دهيم بمدت 2 تا 3 دقيقه و هر چقدر نفس طولاني تر باشد بهتر است در اين حالت هر دو نيم كره مغز فعال شده و استرس از بين مي رود) ببيند كه به آرزويش رسيده است خودش را لايق اين آرزو بداند و رهايش كند.
وقتي ما خوابيم مغز ما موج گاما به جهان ارسال مي كند
وقتي در حالت بي خبري هستيم حالتي كه بيداريم و نميدانيم چگونه گذشت در آرزو ها سير مي كنيم زمان يورش فكر خلاقانه مغز موج تتا به جهان ارسال مي كند.پاسخ سوالات شما در خود شما است در هنگام حالت تتا.سوال را بپرسيد مثلاً چگونه ميتوانم به ثروت برسم و بهد سوال را رها كنيد مي بينيد ناگهاني در زماني بعد جواب در ذهن شما مي آيد .
بتا حالت عادي زندگي است.
هر كس بتواند از حالت بتا به حالت آلفا يا آرامش بيايد مي تواند تجسم خلاق كند.
اگر 2 تا 3 دقيقه به حالت آلفا برويد ياد گيري 10 برابر مي شود.
در حالت آلفا ببينيد ، حس كنيد ، درك كنيد كه به آرزوي خود رسيده ايد و مهمتر از همه خود را لايق آن بدانيد.مي توانيد يك بار در روز 3 دقيقه يا هفتهاي يك بار يا ماهي يك بار اين كار را با شرط اينكه در طول روز به هيچ وجه بهش گير نديد حق نداريد بهش فكر كنيد اگر برسم چي ميشه اگر نرسم چي مي شه اصلاً بهش فكر نكنيد فقط زماني را كه معين كرده ايد به آن فكر كنيد.. مثال سوار ماشين دلخواه شويد رانندگي كنيد صداي موتور را گوش كنيد بوي درون ماشين را احساس كنيد و هر آنچه در حالت طبيعي مي گذرد را احساس كنيد .
5-
برنامه ريزي كنيم هدف را مشخص كنيم كه بايد دقيق ، واضح و مشخص باشد. نگيد خيلي پول مي خوام بلكه مبلغ را مشخص كنيدمثلاً من 70000000 دارم.زمان رسيدن به اين مبلغ را تعين كنيد مثلاً20/8/1390 .هدف قابليت تفكيك داشته باشد هر آرزويي كه داريد بايد پله اي باشد مثلاً من تا زمان خاص سال بعد اين مبلغ را دارم پس بايد ماهي اين مبلغ را داشته باشم بايد دقيق مشخص كنيد . بايد روي كاغذ بنويسيد و آرزوي شما نبايد به كسي آسيب برساند.
دست به عمل بزنيم و مراحل را به عقب نندازيم از آن لحظه كه تصميم گرفتيد عمل كنيد.
6-
بهترين باشيد فكر كنيد آخرين لحظه زندگيتونه پس بهترين حالت را داشته باشيد در هر رسالتي كه داريددر كار در زندگي و ...
7-
توكل به خدا . مهم نيست چگونه زمين مي خوريد مهم اين است كه چگونه بلند مي شويد.
اگر اين كلمه تنها تو را ميپرستم و تنها از تو ياري ميخواهم را 100 بار در روز تكرار كنيد همه چيز براي تو عوض مي شود.