آينده آمريكا از نگاه سازمان سيا
اعتباري كه از دست مي رود
اگر چه ممكن است آمادگي سفر در زمان را نداشته باشيد اما به هر حال به سال 2025 ميلادي خوش آمديد. در آن سال اقامتگاه‌هاي مردم از اطاق‌هايي كوچك فراتر نخواهد رفت و شرايط نسبت به امروز كاملا متفاوت خواهد بود.

شوراي امنيت ملي ايالات‌متحده (NSC) كه از زيرمجموعه‌‌هاي سازمان اطلاعات مركزي اين كشور موسوم به سيا است در نوامبر 2008 ميلادي آخرين شماره از نشريات آينده‌نگرانه‌اش كه هدف ترسيم دورنمايي از آينده براي دولت باراك اوباما، رئيس‌جمهور را دنبال مي‌كند، منتشر ساخت.

اين گزارش كه عنوان «روش‌هاي جهاني 2025» را بر خود داشت، پيش‌بيني كرده است اهميت و اعتبار ايالات‌متحده گام به گام طي 15 سال آينده با ظهور چين و هند به عنوان ابرقدرت‌هايي نوظهور كمرنگ‌تر خواهد شد. هرچند در اين گزارش حال و هواي استراتژيك آينده مورد بررسي قرار گرفته ليكن از بين رفتن اهميت و اعتبار آمريكا برجسته‌ترين نكته آن بود.

اگرچه ايالات‌متحده در سال 2025 همچنان قدرتمندترين بازيگر عرصه جهاني خواهد بود اما برتري نظامي، اقتصادي و سياسي واشنگتن تا حدود زيادي رنگ باخته و به واسطه رشد و توسعه كشورهايي چون هند و پاكستان مهار مي‌شود.

با گذشت تنها 11 ماه روند تحولات به قدري سريع بوده كه به نظر مي‌رسد سال 2025 همين حالا فرا رسيده است. بسياري از پيش‌بيني‌هاي مطرح در گزارش سال گذشته در واقع همين حالا در مسير تحقق قرار گرفته‌‌اند.

چهار كشور برزيل، روسيه، هند و چين كه به اختصار تحت عنوان BRIC شناخته مي‌شوند اكنون نقش به مراتب مهم‌تري از آنچه گمان مي‌رفت در اقتصاد جهاني ايفا مي‌كنند. در آن سوي طيف اهميت و اعتبار صنعتي - اقتصادي كشورهاي صنعتي دنيا (7 G) كه روزگاري بازوي واشنگتن براي سلطه بر اقتصاد جهان بودند روز به روز كمتر مي‌شود.كشورهايي كه زماني براي كسب راهنمايي يا كمك چشم به واشنگتن دوخته بودند اكنون آمريكا را ناديده گرفت و منطبق با منافع ملي خود تصميم‌گيري مي‌كنند.

امروز احتمال استفاده يكجانبه ايالات‌متحده از قدرت نظامي باتوجه به اين كه قدرت‌هاي رقيب براي افزايش توانمندي‌هاي خود تلاش مي‌كنند و كشورهاي كوچك‌تر اقدامات نامتقارن براي مقابله با قدرت آتش بالاي ارتش آمريكا را در دستور كار قرار داده‌اند به مراتب كمتر از گذشته است.

هر چند هنوز كسي شهامت فرياد‌ زدن اين واقعيت را ندارد ليكن تنها با گذشت يك‌سال از دوره 15‌ساله پيش‌بيني شده در گزارش سال گذشته NIC به نظر مي‌رسد آمريكا ديگر آن قدرت بلامانع گذشته نيست و دوران يكه‌تازي اين كشور به روزهاي پاياني خود نزديك مي‌شود.

همه نشانه‌ها از سرعت گرفتن روند تحقق پيش‌بيني‌‌هاي اين گزارش حكايت دارد. اين نشانه تلفيقي از تحولات نظامي - سياسي هستند كه كاهش قدرت آمريكا را برجسته‌تر مي‌سازد.

در نشست اقتصاد جهاني روزهاي 24 و 25 سپتامبر سال‌جاري ميلادي در سن‌پترزبورگ روسيه رهبران كشورهاي صنعتي جهان (8 G) با واگذاري مسووليت ساماندهي تحولات اقتصادي جهان به گروهي بزرگ‌تر كه روسيه، هند، برزيل، تركيه و چند كشور در حال توسعه ديگر را در قالب گروه 20 در برمي‌گيرد، موافقت كردند.

هرچند ترديدهاي زيادي در مورد توانمندي اين گروه جديد وجود دارد اما نفس شكل‌گيري آن نمادي از پايان تسلط غرب بر اقتصاد جهان است. اهميت تشكيل گروه 20 در واقع به جاي گروه 8 در واقع اشاره به عبور از دوران يكه‌تازي اقتصادي و صنعتي ايالات‌متحده است.

جفري ساچس، استاد اقتصاد دانشگاه كلمبيا مدتي قبل در روزنامه‌تايمز مالي نوشته بود «در تمامي سال‌هاي فعاليت 33 ساله گروه 7 اين ايالات‌متحده بود كه تصميم‌هاي مهم را يك‌تنه و با جلب نظر ساير كشورهاي عضو اتخاذ مي‌كرد.»

مدت‌هاست گفته مي‌شود دشمنان و حتي دوستان آمريكا در مذاكراتي آشكار و نهان به دنبال كنار گذاشتن دلار آمريكا به عنوان ارز اصلي مراودات اقتصادي جهان هستند. دلار به طور مداوم در حال از دست دادن ارزش خود در برابر ساير ارزهاست و نوسانات مداوم آن باعث شده بسياري از كشورها يورو را در مبادلات تجاري خود جانشين دلار كنند.

تحولات اخير به وضوح نشان داد آمريكا بايد براي روزگاري كه ديگر تنها ابرقدرت دنيا نخواهد بود آماده شود

اين مساله در يكي از نشست‌هاي تابستان جاري نمايندگان BRIC مورد بحث و بررسي قرار گرفت. ايده ايجاد بازار پول واحد بين اين چهار كشور اگرچه تا پيش از امسال رويايي دوردست بود اما در نشست اخير اين گروه در ليكاترينبورگ روسيه مقرر شد اين روند با جديت پيگيري شود.

اين واقعيتي غيرقابل كتمان است كه چهار كشور عضو BRIC روي هم رفته 43 درصد جمعيت دنيا را در خود جاي داده‌اند، 33 درصد توليد ناخالص جهان را دارند و پيش از آن كه سال 2020 ميلادي از راه برسد حجم مبادلات تجاري آنها از مجموع مبادلات تجاري اروپا و ايالات‌متحده فراتر خواهد بود.

تا آنجا كه به جبهه ديپلماتيك مربوط مي‌شود واشنگتن همين حالا با شورش روسيه و چين مواجه است كه در برابر سياست‌هاي آمريكا در عرصه بين‌المللي مقاومت مي‌كنند.

ماه گذشته و تنها با فاصله اندكي پس از آن كه دولت اوباما اعلام كرد براي كاهش دغدغه‌هاي روسيه از استقرار ابزار سامانه دفاع‌موشكي در شرق اروپا چشم‌پوشي كرده است مسكو اعلام داشت مخالف اعمال فشار بيشتر به تهران براي كنار گذاشتن برنامه هسته‌اي‌اش است.

چين هم كه به دنبال تقويت جايگاه خود به عنوان ابرقدرتي در حال ظهور است طي ماه‌هاي اخير به‌كرات عدم پيروي بي‌چون و چراي خود از خطوط تعيين شده توسط آمريكا را نشان داده است.

از نظر واشنگتن تلاش براي جلب حمايت ساير كشورها از جنگ افغانستان با پاسخ مهار نااميدكننده‌اي مواجه شده است. دولت بريتانيا پس از رايزني‌هاي گسترده ديپلمات‌هاي آمريكايي روز 14 اكتبر اعلام كرد نيروهاي تازه‌نفس بيشتري به افغانستان اعزام مي‌كند اما وقتي گوردون براون، نخست‌وزير اين كشور چند روز بعد به پارلمان رفت و تصريح كرد در قالب اين برنامه تنها 500 نيروي تازه به افغانستان اعزام مي‌شود كاملا مشهود بود كه حتي نزديك‌ترين متحد اروپايي آمريكا هم ديگر خود را متعهد به پيروي كوركورانه از واشنگتن نمي‌داند.

در يكي از تحولاتي كه به لحاظ ظاهر اهميتي اندك و از نظر سمبليك به غايت مهم بود كميته بين‌المللي المپيك با كنار گذاشتن شيكاگو، ريودوژانيرو را به عنوان ميزبان المپيك تابستاني سال 2016 معرفي كرد.

اين اولين باري است كه يك كشور آمريكاي‌لاتين به چنين افتخاري نايل آمده است. حضور اوباما در مراسم راي‌گيري در كپنهاگ هم نتوانست نظر اعضاي كميته بين‌المللي المپيك را نسبت به شيكاگو كه زماني اقامتگاه اوباما بود، تغيير دهد.

تحولات اخير به وضوح نشان داد آمريكا بايد براي روزگاري كه ديگر تنها ابرقدرت دنيا نخواهد بود، آماده شود . هرچند آمريكا براي سال‌ها و حتي شايد دهه‌ها قدرت اقتصادي اصلي دنيا باقي مانده و همچنان مخرب‌ترين ارتش را در اختيار داشته باشد اما برخلاف گذشته قادر به ديكته كردن ديدگاه‌هاي خود به ديگران و مديريت دنيا نخواهد بود.

براي ارائه نظر خود و مشاهده نظر ديگران در مورد این مقاله اينجا را كليك كنيد


جهت دريافت ايميلهاي مشابه اينجا را كليك كنيد



مترجم: رضا سادات-روزنامه جام جم

منبع: آسيا تايمز


خلیج فارس/الخليج الفارسي/persian gulf