به دنبال انتشار مقاله اي در اين وبلاگ با عنوان :هیچ تیتری برای این جنایت پیدا نکردم

مقاله جالبي در يكي از سايت ها(سايت آينده) ديدم كه انصافا آينه تمام نماي وضعيت وجدان عمومي جامعه امروزه ما را نشان ميدهد. لذا اين مقاله را بدون كم و كاست جهت مطالعه كاربران عزيز وبلاگ قرار ميدهم. اميدوارم كه مورد استقبال قرار گرفته ، مفيد باشد.
 
 قطعا هر خواننده گزيز براي اين مطلب نظري موافق يا انتقادي يا مخالف دارد . شايسته است به منظور تبادل نظرات، نظر موافق يا انتقادي خود را با كليك كردن اينجا وارد فرماييد و در اختيار ديگران نيز قرار دهيد.

آژیر قرمز اخلاق در جامعه ما!

یك روز مدرك تحصیلی قلابی رو می شود، زمانی سند رسوایی اخلاقی فلان مسئول،یك روز فلان ورزشكار در پارتی شبانه، روزی cd مستهجن بهمان بازیگر، روزی عكس مداح معروف و نقض حریم خصوصی وی، روزی عكس ناموس رقیب سیاسی،.. كودك آزاری حیوانی ناپدری به طفل 8 ساله، 8میلیون ورودی پرونده دادگستری،فرار علی عیاشی با هزاران شاكی مستضعف جنوبی، پرونده نگین غرب با هزاران خانه خراب سرگردان و...

موضوع رها كردن 2 بیمار وسط شهر كه با واكنش بایسته اجتماعی مواجه شد، حاوی پیامهای در خور توجهی است كه باید به دور از غوغاسالاری های مرسوم رسانه ای، عمیقاً بدان پرداخته شود. از جمله:

1- مردم كشورمان در شرایط سخت نشان داده اند از خصال ممتاز و ممدوح اخلاقی نظیر رأفت – هم نوع دوستی – ایثار – احترام به حقوق و كرامت افراد و ... برخوردارند. بلایای طبیعی – سیل و زلزله و جنگ و جشن عاطفه ها و گلریزان و... و ... تا حمایت از مظلومان در سراسر جهان از بوسنی تا غزه و بحرین و ... از این دست است.


2- گاهی جلوه هایی در جامعه بروز و ظهور پیدا می كند كه حكایت‏گر علتهای زیرپوستی است.

دور نبود زمانی كه برخی دلواپسان دوراندیش جامعه، پیدایش "جامعه سوداگر" را خطر آتیه كشور دانسته و نسبت به جولان بی اخلاقی های ناشی از آن هشدار دادند، از پیشینه ذخایر معنوی و سرمایه های اجتماعی این ملت گفتند و اینكه در نگاه سوداگرانه، دیگر خبری از شهردار كلان شهری كه در لباس یك بسیجی بی ادعا در كنار دیگران به صورت ناشناس و گمنام رزمندگی می كرد تا مسئولی كه برای همرنگ شدن با طبقه پایین جامعه داشته های مادی خود را پنهان و انفاق می نمود تا خانواده هایی كه با تقدم جامعه بر منافع خود، همه مردان طایفه شان را به جبهه می فرستادند تا مسئول و دانشجویی كه به شوق خدمت و انجام وظیفه پشت پا به تحصیل و امتیازات دنیایی می زدند و شیرینی رضای الهی را با هیچ چرب و شیرین دنیایی طاق نمی زدند و... نیست.

بلكه اشخاصی به تصور اینكه با مدرك قلابی موجه ترند، دنبال ساختن و پرداختن سیاهه ای به نام دكترا هستند و برای بالا رفتن از دیوار اعتماد مردم، دروغ و تهمت و ریا و تظاهر را حقانی تصور می كنند یا دست اندازی به بیت المال و امتیازجویی های ناروا یا قوانین ناعادلانه ای نظیر خرید خدمت سربازی مرفهین و بورسیه های تحصیلی فاقد ارزیابی های استاندارد علمی، دورویی و چاپلوسی، اشرافیت و چشم و هم چشمی های مترفانه، بهتان پراكنی های بی محابا و ... موفقترند.

چنانچه یك روز سند مدرك تحصیلی قلابی رو می شود، زمانی سند رسوایی اخلاقی فلان مسئول،یك روز فلان ورزشكار در پارتی شبانه، روزی cd مستهجن بهمان بازیگر و فیلم كذا، روزی عكس مداح معروف و نقض حریم خصوصی وی، روزی پرده برداری از مناسبات خانوادگی زناشویی چهره ای مشهور، عكس ناموس رقیب سیاسی، و مخلص كلام انگ افروزی از در و دیوار یا به گوش رسیدن اخباری در باب انتشار اسامی بلند بالای مفسدان اقتصادی، اختلاس های كلان، زمین خواری های دانه درشت و تخریب جفاكارانه محیط زیست، كودك آزاری و خشونت ورزی حیوانی ناپدری نسبت به طفل 8 ساله، انبوه پرونده های دادگستری و طلاق كشی 35-40 درصد، یك میلیون پرونده چك، 8میلیون ورودی پرونده دادگستری، هزاران مالباخته شركت های هرمی، كلاهبرداری و فرار علی عیاشی با هزاران شاكی مستضعف جنوبی، پرونده نگین غرب با هزاران خانه خراب سرگردان و...

بسیاری از این قماش اخبار كذا به گوش می رسد؛

مروری به صفحه حوادث روزنامه ها و نیم نگاهی به اخبار سیاسی، این چهره خشن را از زوایای مختلف رونمایی می كند. همه ما به نوبه خود با آنها روبرو می شویم و گاه برایمان عادی شده است و بی‏حساسیت از كنار آن عبور می كنیم! شاید چهره رنجور كودكان خیابانی برایمان  كمتر آزاردهنده است و درد خانواده عیال واری كه با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارد، مشكل شخصی او تلقی می شود نه درد عمومی.

3- تقید جامعه به موازین اخلاقی، نه با تمسك به مناسك دینی و ظاهرالصلاح بودن تصنعی جامعه، كه با شاخصه هایی نظیر احترام به حریم خصوصی، صداقت ورزی – پرهیز از دروغ و افتراء – امانت داری و پاك دستی و رعایت متقابل حقوق اجتماعی – توجه به قاعده زرین اخلاقی آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند و جلوگیری از جولان مال حرام  و ربا قابل ارزیابی به نظر می رسد.

جامعه ما امروز به توجه جدی به موازین اخلاقی نیاز دارد. این به معنای سیاه نمایی و اغراق در غیراخلاقی بودن جامعه ما نیست، بلكه زنگ خطری برای آگاهی به منظور درك فاصله هایی است كه در این برهه، لایه هایی از جامعه ما با موازین دینی و استانداردهای اخلاقی زاویه پیدا كرده است و مالاً پیامدهای منفی دامنگیر كلیت جامعه شده و چهره ای ناپسند از ما را به نمایش می گذارد. باید علت ها را بشناسیم و مسئولین با اصلاح الگوی رفتاری خود، حل صحیح مشكلات اقتصادی و اختلالات معیشتی را در اولویت قرار دهند كه هر كجا كمیت معیشت لنگ شد اخلاق و ایمان به محاق می رود.

4- منطق حاكم بر روابط و مناسبات اجتماعی، تابعی از 2 دیدگاه است. "كرامت" و "اهانت".


"تكریم" به معنای حرمت نگه داشتن، گرامی شمردن است./فرهنگ معین – ج 1 ص 1126/. نقطه مقابل آن "تخفیف" مترادف با حقیر شمردن است؛ بدیهی است هرگونه كه انسان تلقی و ارزش گذاری می شود لاجرم به همان رتبه برخورد می كند.اگر برای انسان كرامت ذاتی قائل بودیم، حافظ حرمت اوئیم و رفتارمان كرامت مدار و حرمت محور است. اگرنه، تقسیم بندی های ناروا –  تبعیض های گوناگون، تحقیر و تخفیف و ...! چنانچه قرآن منطق فرعون را "فاستخف قومه" /زخرف – 54/ تصویر می كند كه مصداق اعلای تبعیض و تحقیر است.در ادامه آیه، قرآن بقای تفرعن را در بستر بی منزلتی و تهی بودن از هویت و كرامت معرفی می كند : "فأطاعوه انهم كانوا قوماً فاسقین " /همان./


انسانی كه استخفاف شد (تحقیر و توهین را پذیرفت) بسان زمین آماده ای است كه مستعد رشد بذر زورپذیری و لگدمال شدن حرمت ها و عزت ها و كرامت هاست.


در مطلع سوره قصص نیز استراتژی فرعون  " یستضعف طائفة منهم /قصص – 4/ معرفی شده و در مقابل، دیدگاه حضرت موسی و پیامبران الهی پاسداری از حرمت و كرامت و عزت ابناء بشر در سایه عدالت و برابری است.چرا كه انسان تا كریم نباشد نمی تواند تكریم كند و پیك حق، خود " اكرم الناس " است /سیره ابن كثیر/ج 2 ص 614/.كه می تواند حریص و عاشق به مردم باشد و رحمة للعالمین نام گیرد.


در چنین گفتمان كرامت باور و رحمانی است كه صهیب رومی و بلال حبشی و سلمان فارسی، جملگی قدر می بینند. چرا كه معتقد است " هر كس برادر مسلمانش را تكریم كند بی گمان خدای عزوجل را تكریم كرده /المطالب العالیه – ج 2/ص 369/ و نیز هشدار می دهد:


مبادا فردی از مسلمانان را كوچك بشمارید و تحقیر كنید كه كوچك آنان نزد خدا بزرگ است /تبنیة الخواطر/ ج1/ص31/. این مشت نمونه خروار، ما را متقاعد می كند كه آموزه های دینی هم، دوشادوش رسول باطنی (عقل و وجدان) پشتیبان جدی اخلاق مداری مبتنی بر كرامت انسانی در جامعه است.


5- روایتی است از پیامبر اكرم به این مضمون كه خداوند در قیامت بندگانش را عتاب می كند كه چرا به عیادت من در دنیا نیامدید!؟ بنده پاسخ می دهد كه خدایا تو منزهی از نقصان و بیماری و خداوند محاجه می كند كه وقتی برادرت بیمار شد، چرا به عیادتش نرفتی!؟


به عزت و جلالم سوگند اگر او را عیادت می كردی مرا نزد او می یافتی! [و در نتیجه این عیادت] نیازهای تو را برآورده و این پاداش به منظور كرامت شناسی بنده من به تو تعلق می گرفت./امالی طوسی/ج2/ص242/


چنانچه ملای رومی نیز این كلام را در مخاطبه حضرت موسی و پروردگار آورده است :


آمد از حق سوی موسی این عتاب / ای طلوع ماه دیده تو ز جیب


مشرقت كردم به نور ایزدی / من حقم رنجور گشتم نامدی


گفت سبحانا تو پاكی از زیان / این چه رمزت؟ این بكن یارب بیان


باز فرمودش كه در رنجوریم / چون نپرسیدی تو از روی كرم


گفت یارب نیست نقصانی تو را / عقل گم شد، این سخن را برگشا


گفت آری، بنده خاص گزین / گشت رنجور، او منم نیكو ببین


هست معذوریش معذوری من / هست رنجوریش رنجوری من ...


مثنوی معنوی/ دفتر دوم / ابیات 2156 – 2164


6- وقتی ما مقام و منزلت "انسان" را ارج می نهیم و او را جانشین پروردگار عالم می دانیم، نمی توانیم خود پسندی و زیاده طلبی و بی توجهی به عزت و كرامت و حقوق الناس را، تصمیم و اقدام خود سازیم.


در جامعه ای كه حرص و آز و حق كشی و توهین و تحقیر و سعی بی محابا در تكاثر منافع شخصی، همه مرزهای اخلاق و وجدان را در نوردد، نمی توان نشانی از لبخند رضایت الهی جست! كسب رضایت خدا بالاترین آرزوی جامعه خداباور است و عشق جامعه دینی است كه مخاطب این كلام باشد "رضی ا... عنهم و رضوا عنه" (/توبه/100) این امر جز با عمل به مقتضای رحمت و كرامت انسانی حاصل نمی شود چنانچه علی(ع) به كارگزارانش بی قید و شرط فرموده باشد: " و اشعر قلبك رافة للرعیة و المحبة لهم " (نهج البلاغه – نامه 53)


هم حاكمان و هم مردم باید ممارست به تقید به ارزشهای اخلاقی كنند و این فضیلت، تعطیل بردار نیست و هیچیك جایگزین دیگری نمی شود.


البته در این میان رسالت حاكمیت، به واسطه گستره و عمق تأثیر آن فزونتر است كه "الناس علی دین ملوكهم" تریبونهای عمومی و رسانه های جمعی باید خط مقدم اخلاق مداری و انذار جامعه از سوداگری و خودمداری باشند. البته "كونوا دعاة الناس بغیر السنتكم"؛ مردم ما نشان داده اند بیش از دیگران ظرفیت خوبی و مهربانی و انسانیت را دارند اما برای اصلاح واقعی الگوی رفتاری نامطلوب فعلی كه زیبنده ایرانی و مسلمان و پیروان اهل بیت نیست، باید یك خیزش ملی  داشته باشیم و همه به یكدیگر در عمل گوشزد كنیم.

 صالح نقره كار


 قطعا هر خواننده گزيز براي اين مطلب نظري موافق يا انتقادي يا مخالف دارد . شايسته است به منظور تبادل نظرات، نظر موافق يا انتقادي خود را با كليك كردن اينجا وارد فرماييد و در اختيار ديگران نيز قرار دهيد.



انتشار این مقاله واکنش های مخالف و موافق و نظرات جالب به همراه داشت.بعضی از

نظرات جدااز موضوع موافق یا مخالف آن مفاهیم و محتوای درخور توجهی داشتند که حیفم

آمد آنها را دراختیار خوانندگان عزیز این وبلاگ قرار ندهم.

 قبل از پرداختن به این نظرات بایدبه این جمله معروف ویل دورانت توجه کنیم که به نظر من

شاه کلید شروع بررسی ناهنجاری های اجتماعی میتواند باشد:

"یک تمدن بزرگ تا از درون منهدم نشده از بیرون مغلوب نمیشود"

بنابر این استحکام یا تزلزل یک تمدن را باید در درون ساختار آن جامعه جستجو کنیم نه در

دسیسه های خارجی.لذا اگر هم کسی از وضع جامعه انتقادی سازنده دارد لزوما به معنای

تحقیر جامعه و یا همراهی با دسایس خارجی نیست.چه بسا دل منتقد بسیار بیشتر از به به و

چه چه کنندگان برای کشورش بسوزد و دغدغه رشد و تعالی آنرا داشته باشد/

بسیارخوب.حال برخی نظرات خوانندگان عزیزدرمورد مقاله: "وضعيت امروزه جامعه ايران"

البته نام و ایمیل آنها را جهت حفظ حریم شخصی حذف نموده امقطعا هر خواننده گزيز براي اين مطلب نظري موافق يا انتقادي يا مخالف دارد . شايسته است به منظور تبادل نظرات، نظر موافق يا انتقادي خود را با كليك كردن اينجا وارد فرماييد و در اختيار ديگران نيز قرار دهيد.


1-سلام به همه اعضای گروه. بله در تایید فرمایشات دوستمون که راست و دروغ رو کنار هم چیده و ترسیم یک جامعه بد اخلاق یا بی اخلاق رو از کشور عزیزمون داشته یه کم فکر کنیم میبینیم ما از وقتی رسانه های نسل جدید رو در اختیار داریم و فضای مجازی اینترنت شیوع پیدا کرد خودمون بداخلاقیا رو ترویج دادیم و میدیم و چه بسا این حس  رو در مخاطبینمون ترویج میدیم که ای بابا مثل اینکه خر تو خره! یا محترمانه ترش شیر تو  شیره! پس برو بریم و ما هم صبح که میاییم تو خیابون با تصور منفی و با حس انتقام گیری از هموطنامون شروع میکنیم... به ماشینی که میخواد از فرعی بیا تو اصلی راه نمیدیم... صف و نوبت رو رعایت نمیکنیم... خودمون پارتی بازی میکنیم یا دنبال پارتی میگردیم... فرار مالیاتی داریم و حق و حقوق مردم که متولیش دولته نمیدیم... خلاصه مرگ خوبه واسه همسایه ولی... این نشد ترویج اخلاق... تو پدر یا مادر خانواده اگه باشی میفهمی مدیریت تو دنیای امروز اینقدر هم ساده نیست چه برسه به کشورداری با شهروندایی مثل من و تو که فقط ایرادشناسای متبحری هستیم و برای رفع ایراد فقط بلدیم نقادی کنیم.... کسی دلسوز واقعی کشوره که در بهبود شرایط قدم برداره ... کسی ایران دوست واقعیه که تلاش کنه و نه اینکه آسمون ریسمون کنه... چیزایی که بعنوان مصداق نوشتی صد برابرش اینجا تو اروپا هست ولی کسی اصلاً اینجا سیاسی نیست و سیاسی نمینویسه چون فضاش نیست. صدایی هم ازت در بیاد تو صداهای بسیاربسیار بلند گمه وکسی نمیشنوه... بیایید واقع بین باشیم و سعی نکنیم با مصادیق جزیی اخلاق یک کشور رو بهمین راحتی لگدمال کنیم. ایرونیا هنوز با اخلاقترین و دوست داشتنی ترین و با گذشت ترین و مهربانترین آدمای روی زمین هستن. اینو جدی میگم. اگه باور نمیکنی چرخی تو دنیا بزن و بعدش یک کشور 77 میلیونی را با هشت تا دونه مصداق درست یا غلط به چالش اخلاقی بکش آدم فهمیده.... اینم بدون که خدا به قلم در قرآن قسم خورده... مسئولیت قلم خیلی بزرگه هر چند مفت و رایگان برات پخش میکنن دست خطتو و خوشحالی که در فضایی بی نام ونشان تلنگری زدی و رفتی ولی بابت اثرات اون چه که نوشتی تا قیام قیامت باید پاسخگو باشی. متشکرم

2-
همیشه باید بذاریم خود مردم تصمیم گیرنده باشند.البته باید توجه داشت که حتما خبرها به مردم برسه و وقایعی مانند دوبیمار و غیره نباید در سانسور خبری قرار بگیرند.نکته ای که خیلی اهمیت داره باید به مردم فقط خبررسانی کرد و قضاوت را بر عهده ی خودشان گذاشت نه به آنها جهت فکری داد.اما در مورد مقایسه ی اروپا با کشور عزیزمان ایران.شما از کجا برداشت کردید که مردم فکر میکنند در اروپا همه چیز به به چه چه است.ایران را باید ساخت با تلنگری که این نوع وقایع به ما وارد میکنند نه اینکه عصبانیت باعث شود به عالم و آدم فحش دهیم و خودمان به اصلاح شخصیت و منشمان نپردازیم.همیشه باید فکر کرد که چه کنیم که بهتر شویم.
به امید روزی که آنقدر آگاهی پیدا کنیم که رنگ تعصب باعث نشود حقیقتها را انکار کنیم.
در پناه حق

3-
سلام به همه

خوب بود دوستمون میفرمودن کجای اروپا تشرف دارن و اصولا اونجا چه خبره! ما شنیدیم مردم اونجاها اونقدر آرامش دارن که صدای بلند تو خیابون نمیشنوی، دعوا سر چیزای الکی مثل تصادف دو تا اتومبیل نمیبینی، اگه کار میکنی، حتما تفریح هم داری. اگه بیکار شدی، دولت ازت حمایت میکنه تا کار پیدا کنی و تا وقتی پیدا نکردی، مجبور نیستی از گرسنگی دزدی بکنی.

شنیدیم اونجاها پولی که از مالیات میگیرن، برا خودت خرج میکنن و مثلا پلیس برا انجام وظیفش، انتظار رشوه نداره.

شنیدیم بابت عوارضی که ازت میگیرن، تو شهر بهت خدمات میدن. مثلا وقتی لوله ی آب اصلی زیر آسفالت کوچه پوسیده میشه، دوسال طول نمیکشه اونو عوض کنن و وقتی عوض کردند، اصلاح آسفالت کوچه تون سه سال طول نمیکشه

وقتی تو اداره اعتراض میکنی که من عجله دارم برا چی متصدی نیم ساعته رفته برا صبحانه! بهت نمیگن همینه که هست! میخوای بخواه، نمی خواهی نخواه

واقعا مشتاقیم ازتون بشنویم!! خوش باشید


 4-
سلام به دوست گرامی و نکته سنج
 
من با شما موافقم و صحبتهای شما نشان دهنده شخصیت محکم و قوی و اصیل ایرانی تان است.هر کدام از ما اگر خودش را اصلاح کند و اگر به اندازه یک سر سوزن وجدان داشته باشد و دلش برای مملکتش بسوزه میشود یککورش و یک  امیر کبیر و یک دکتر مصدق.
و خواهد دید که ایرانی هنوز هم چند سر و گردن از بقیه مردم کشورهای دیگر بالاتر است.
 
عیب ایرانی ها این است که خودشون را دست مپکم میبینند و دیگران را سر مشق.
 
با ارزوی سلامتی و سربلندی همه ایرانی ها در وطن و غربت

5-
دوست عزیزی که به دفاع از فرهنگ رو به نابودی ما بلند شدی، یا شما اصلا خبر از رسانه ی مدرن نداری، یا خبر از اروپا  یا نداری یا خبر از مملکت خودمون نداری یا همش با هم.
ما ر چکار به بقیه، بهتره من و شما اول خودمون بعد دور و برمون ر اصلاح کنیم، کم کم کل مملکت و حاکمش و دولتش هم اینجوری اصلاح می شن، این چیزا ر هم ایشالله کمتر دور و برمون می بینیم. برای مملکت امام زمان و عدل علی و اسلام ناب که ادعاش ر داریم بده به خدا
بیخود بهانه نیار پسر خوب، واقعیت ر باید پذیرفت و وقتی می بینی مورد سهل انگاری ممکن هست قرار بگیره باید بزرگ جلوه دادش.
شاد و سالم باشی
یا علی

6-سلام
حرفایی که نوشتید درسته ولی اگه کسی هم انتقاد میکنه برای اینه که ما از گذشته ای پرافتخار به این روزها رسیدیم که افتخار چندانی نداره . بقیه کشورها از گذشته ای که ازش فرار میکنند به این جا رسیده اند. پس گله و شکایتهایمان تا حدی منطقیه هرچند که برای ساختن ایران زیبا همه مان باید تلاش کنیم. اما از طرفی هرکی میاد یه قدمی برداره جلوش گرفته میشه باید بند پ داشته باشه یا ازش حمایت نمیشه ویا ..... . به هرحال همه امیدواریم به آینده ای زیبا برسیم.

7-با سلام به همه اعضای گروه
من هم کاملا با نوشته های شما موافق هستم به نظر من مشت هیچوقت نشانه خروار نیست ما ایرانی هستیم و همان طور که از اسم کشور عزیر ما پایدار و سرفراز و همانطور که آئین های کهن ما می گوید با کردار نیک- پندار نیک- گفتار نیک
همواره سرمشق و سرلوحه همه انسان های پاک و درستکار خواهیم بود
پایدار و سرفراز باش این وطن من


8-سلام دوست گرامي بنده قبول ندارم كه وضع كشور ما عالي است\اوضاع خيلي وخيم است\ وگشت در دنيا اين را نشان مي دهد نه نظر جنابعالي را، ما منحط شده ايم، آري منحط


 9-

با سلام. هر کاری کردم در بخش نظرات وبلاگ بنویسم نشد. مجبور شدم براتون ایمیل کنم. لطفا حرف من رو هم به نظرات بقیه اضافه کنید.

متشکرم

سلام به همه
من طرف صحبتم بیشتر هموطنیه که نظر شماره 3 به نامش ثبت شده. عزیزم من در یکی از شهرهای ساحلی انگلیس زندگی میکنم. خدا رو شکر که نه پناهنده هستم و نه مهاجر و تمام امید خودم و بچه هام اینه که چند سال دیگه که درس شوهرم که دانشجوی بورسیه هست تمام میشه و به وطن خودمون برمیگردیم. چیزهائی که شما در مورد کشورهای اروپا نوشته بودی فقط آواز  دهلیه که از دور خوش میاد. من اصلا نمیخوام بگم که ایران مدینه فاضله ست. اتفاقا خود من هم انتقادهائی دارم.  اما هم به دولت و هم به مردم. به مردم انتقاد دارم چون تا بتونیم سر همدیگه کلاه میذاریم. دروغ میگیم. کم کاری میکنیم. دزدی میکنیم و تمام چیزهائی که خودمون میدونیم بده و انجام میدیم. مردم اینجا خیلی کمتر دروغ میگن! مردم خیلی کمتر سر همیدگه کلاه میذارن. کسی با کسی دعوا نداره. اگه تنه کسی به کسی خورد مثل پلنگ زخمی بهش حمله نمیکنن. بلافاصله با یه عذرخواهی ساده قضیه تموم میشه! و از همه مهمتر مردم اینجا زیاده خواه نیستند. غرق در تجملات و چشم و هم چشمی نیستند. خونه هاشون کوچیکه و لازم نیست تمام درآمدشون رو اجاره خونه بدن! اتاق ها معمولا در حدیه که وقتی یه تخت و یه کمد و یه میز توش میذاری دیگه فقط به اندازه ای جا هست که از کنار اینجا رد بشی نه بیشتر! اگه خانواده شون دو نفره یه نصفه هندونه میخرن! دو تا گلابی! یه خوشه انگور! تمام هم و غمشون این نیست که هزار تا دزدی و غیره بکنن که بتونن ماشینشون رو یه مدل بالاتر ببرن! البته اینها که گفتم مال مردم عادیه و من تا جائی که دیدم اکثرا اینجورین. و صد البته که همیشه در کنار اکثریت اقلیت های دیگه ای هم زندگی میکنند.
من ناراحتم که توی ایران اگر کارت به ادارات گیر بکنه دیگه فقط باید خدا به دادت برسه. اما هموطن گلم اینجا هم دست کمی از اونجا نداره. با این تفاوت که با لبخند زدن کارت رو انجام نمیدن. با کمال ادب و نزاکت به روت لبخند میزنند و میگن "من نمیتونم کاری براتون انجام بدم." بله شما درست میگی اگه کارت رو از دست بدی دولت حمایتت میکنه اما میدونی اینجا از تمام مردم از کارمند و غبر کارمند چقدر مالیات میگیرند؟ حالا مقایسه کن با پارسال کشور خودمون که مردم چه جوری از زیر مالیات در میرن و طلا فروش ها چه قشقرقی به پا کردن که دولت گفت بیاین مالیات بدین!!! مالیات هائی که مردم اینجا پرداخت میکنند سر به فلک میزنه و برای جزئی ترین چیزها باید مالیات بدی. همه بایدمالیان بدند. اگه ندی خیلی ساده و بدون هیچ تعارفی جات توی زندانه! مالیات برای اینکه شما ماشین داری. این جدای از بیمه و عوارض و معاینه فنی ماشین و تمام اون چیزائیه که ما هم توی ایران داریم. فقط و فقط به خاطر اینکه شما ماشین داری باید ماهیانه مالیات بدی. مالیات به خاطر اینکه شما تلوزیون داری. فکر نکنی منظورم استفاده از شبکه های کابلی و پولیه! نه عزیزم فقط و فقط اگه شما توی خونه ت تلوزیون داشته باشی معنیش اینه که شما از امکاناتی که دولت برای ضبط و پخش برنامه ها فراهم کرده استفاده میکنی و باید ماهانه توجه کن که ماهانه باید مالیات بدی و مالیات تلوزیون رو اگر بخوام مقایسه کنم تقریبا به اندازه یک بیستم اجاره ماهیانه یک خونه خوبه! منظورم اینه که مالیات کمی نیست. مالیات برای جمع آوری زباله. شما باید ماهیانه پول بدی که هفته ای یک بار کارمندان شهرداری بیان زباله هات رو از جلوی خونه ت ببرن و هزاران کلک دیگه برای مالیات و پول گرفتن از مردم. حالا بریم سراغ خدمات عمومی. بله اینجا کودکان تا 16 سالگی همه نوع خدمات پزشکی رو به طور رایگان دریافت میکنند. بزرگتر ها اینطور نیستند مگر اونهائی که جز بیماران خاص مثل دیابت یا هپاتیت یا صرع و ... باشند. البته این خدمات به این راحتی به شما داده نمیشه. دختر 10 ساله من که مریض شد و به پزشک مراجعه کردم جدای از اینکه اینقدر حالش بد بود که ساعت 3 نیمه شب با چشم گریان به اورژانس بیمارستان مراجعه کردم و ساعت 5 و نیم صبح دکتر دخترم رو دید. با وجودیکه هیچ مراجع دیگه ای وجود نداشت اما برای من هم سواله که دکتر کجا بود و چه میکرد که 2 ساعت و نیم دختر من رو که از شدت بیماری بیحال شده بود و من روی سرش اشک میریختم ندید!! بعضی از دوستانم میگن به خاطر حجابی بوده که داشتی چون اینجا علیرغم ادعاشون خیلی نژاد پرست و خصوصا ضد اسلام هستند. به هر حال بعد هم با دادن یه داروی کوچیک ما رو روانه خونه کردند و نوبت دادند که پزشک متخصص دخترم رو سه ماه بعد ببینه! بله عزیز دلم درست نوشتم 3 ماه بعد. وقتی سه ماه دیگه به دکتر مراجعه کردم تقریبا یادم رفته بود که دخترم چه مشکلی داشت! به این میگن خدمات درمانی مجانی! برای هر چیزی که به پزشک مراجعه میکنی میگه چیزی نیست خودش خوب میشه! بگذریم و برم سراغ امکانات دیگه مثل اتوبوس و تاکسی! عزیز دلم بلیط اتوبوس اینقدر گرونه که مردم ترجیح میدن پیاده برن سر کار! به خاطر همین همیشه ایستگاه اتوبوس خلوته و اینکه ما میبینیم اتوبوس های ما مردم از سر و کله هم بالا میرن ولی اینجا همه خیلی ریلکس و اروم هستند و کسی کسی رو هل نمیده و غیره به خاطر اینه که خلوته! خوب اگه توی اتوبوس جا برای نشستن باشه که کسی به کسی نمیگه "برو اونور" تاکسی فقط مال پول دارهاست!! من در تمام مدتی که اینجا زندگی کردم فقط یک بار سوار تاکسی شدم. از فرودگاه به خونه!! اینجا اگه ماشین داشته باشی به نفعته چون با وجود تمام مالیاتها و بنزین گرون و غیره باز هم وسائل نقلیه عمومی گرونتر درمیاد! و هزاران مورد دیگه که از حوصله خودم و شما خارجه! راستی یادم رفت بگم که اینجا اخبار سیاسی خیلی خیلی کم پخش میشه و مردم از اینکه توی دنیا چه خبره اطلاع زیادی ندارن. بیشتر سر مردم رو با برنامه های طنز و رقص و آواز سرگرم میکنن! شنبه ها از ساعت 6 بعد از ظهر به بعد کسی جرات نداره از خونه خارج بشه چون اکثر جوونها توی خیابونها مست و لا یعقل هر کاری دلشون میخواد انجام میدن! و البته پلیس هم هیچ کاری نمیکنه و میذاره همه حسابی تفریح کنن!!! میدونم که فکر میکنی دارم سیاه نمائی میکنم ولی اینها واقعیت اینجاست. باور کن!
موفق باشی

















Send to balatarin.com