این داستان هر چند داستان است اما متاسفانه حکایتی بسیار آشنا در کشور است
این داستان هر چند داستان است اما متاسفانه حکایتی بسیار آشنا در کشور است
مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.
مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.
سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.
سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.
شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.
اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.
در این زمان بود که ملخ شیر را قانع کرد که نیاز زیادی به مطالعات هواشناسی دارند.
با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.
حدس می زنید شیر اولین کسی را که اخراج کرد که بود؟
زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار کردن نداشت.“
به امید موفقیت برای کلیه مورچگان
http://irsohan.com/products/index.php