تبيلغ قتل و غارت
تبيلغ قتل و غارت
چند سالي است كه سریال های كره اي گل سر سبد سريالهاي تلويزيون ايران شده است و اين فيلمها انقدر در ميان ايرانيان جا باز كرده اند كه بسياري از خانواده هاي ايراني ديدن آنها را به عنوان يك ضرورت تلقي نموده و متاسفانه(يا خوشبختانه) حتي در فرهنگ محاوره اي و مثلهاي مردم نيز وارد شده اند.
شايد ديده باشيد كه كودكان(مخصوصا پسران) 5-10 ساله اي كه از برخي از شخصيتهاي مطرح اين فيلم ها تقليد كرده و مثلا افتخار ميكند كه ميتواند چند نفر را همزمان بكشد.
ميزان استقبال از اين گونه فيلم ها در جامعه بسيار مشهود است .مانند خلوت شدن صف طولاني پمپ گاز خودرو در هنگام پخش آنها. تازه فيلمهاي ايراني كه معمولا يك بار پخش تكرار دارد اين فيلم 2 بار پخش تكرار دارد. عجبا بر اين غيرت و تعصب ايرني!!!!!!!!!!!!!!!!
آيا واقعا فيلمي كه طبيعي ترين وآسانترين و پر افتخارترين عمل آن كشتن انسان است، جزو علايق و نياز مردم ايران مي باشد ؟ كه در طول تاريخ به رافت و مهرباني و در عين حال غيرت و مردانگي مشهور بوده اند؟؟!!
ايا اين شايسته است در زمانيكه متاسفانه فيلم سازهاي عزيز و پرتوان ما به دليل بي مهري در داخل به فكر شركت در جشنواره ها و كسب جوايز پر زرق و برق خارجي هستند از اين موقعيت خالي سوء استفاده كنيم و چشم و ذهن جوانان و كودكان اين مرز و بوم را با صحنه هاي كشت و كشتار تاريخي كشور ديگري__ ولو از كشور هاي دوست!!__پر كنيم؟
البته چهره هاي مرگ و قتل داخل فيلم در كشور ما يه جورايي به واقعيت پيوسته كه به عنوان مشتي از خروار كه به رسانه ها راه يافته 2 خبر زير است:
1- خود كشي جوان روستايي به دليل عشق و علاقه وافر به يكي از شخصيتهاي اين فيلم(ها)
2- جا ماندن دخترك خردسال 4 ساله در بيابان به دليل تعجيل خانواده براي رسيدن به ديدن فيلم(ج و م و ن گ!)
مگر اقايان چپ و راست از سينما ي خشونت انتقاد نميكنند و دانشمندان در مورد اثرات مخرب خشونت در ذهن كودكان و نوجوانان هشدار نميدهند؟!چگونه است كه خشونت فقط به جنگ افزار مدرن و صرفا به فيلم هاي غربي تعلق ميگيرد؟؟!! ايا صحنه هاي كشتن با نيزه و شمشير و گردن زدن و آتش زدن خشونت نيست؟
در اين فيلم (ج و م و ن گ)كسي كه به عنوان شخصيت اصلي و از طرفي به عنوان شخصيت قهرمان مثبت فيلم معرفي ميشود ادم كش ترين است ياغي ترين است. راه زن ترين است . بي رحم ترين است. خائن ترين است.وحشي ترين است. بيشترين نا امني را در مناطق همسايه خود ايجاد ميكند.و همه اينها به دليل كينه اي ديرينه ازظلمي كه به پدرش رفته!تازه اگر آن ستم راست باشد!!
آيا اينها تبليغ خشونت نيست؟ آيا اينها تبليغ تروريست مداري نيست؟آيا اينها تبليغ ياغي گري نيست؟ايا اينها تبليغ كينه ورزي نيست؟ايا اينها تبليغي براي اين شعار نيست:"هدف وسيله را توجيه ميكند"در اين فيلم قهرمان داستان براي دست يابي به هدفش انسان ميكشد دزدي ميكند . به همسايه ها حمله ميكند ......
به فرض محال كه تمام فعاليت هاي قهرمان داستان براي آن كشور(كره) ارزش تلقي شود آيا رسالت رسانه ملي القاي ارزش (كشت و كشتار تاريخي)كشور هاي ديگر است؟؟؟
ما ادعا داريم كه فرهنگي غني با سابقه چندين هزار ساله داريم
ما مدعی داشتن كورش ایم
ما مدعي اولين منشور حقوق بشريم.
ما مدعی "بنی آدم اعضای یکدیگرند"ایم.
ما مدعي اولين تمدن ها هستيم آن هم از نوع انساني (و نه وحشي گري)
بهتر نبود به جاي نمايش شاهكار كره اي ها فيلمي براي پاسخ به فيلم 300 نمايش ميداديد؟
ما در فرهنگمان مدعي ارزش دار بودن كمك به مظلومان هستيم.(چه لزومي دارد كه قهرمان مدعي ياور مظلومان بيگانه اي را نشان دهيم كه براي كمك به چند صد نفر چند هزار نفر را ميكشد؟؟!!)(يادش به خير رابين هود)
ما شاهنامه فردوسي با ان داستان شاهكارش را داريم.
ما رستم و سهراب داريم
مگردر فرهنگ ديرينه ما ارزش اين نبوده؟ :پندار نيك، گفتار نيك ، كردار نيك--آيا فراموش كرده ايد؟؟!!-----------در اين فيلم پر بيننده كه افتخار خود ميدانيد ،اينها ارزش معرفي شده است:كينه ديرينه،كشتار بيشينه،
مگر نه اين است كه انچه چندين ميليون بيننده دارد ميتواند فرهنگ ملي را تغيير دهد؟
اگر پاسخ تان اين باشد كه هر كه نميخواهد نبيند، مگر جاذبه جايگزيني هم ارايه نموده ايد؟انچه كه پخش ميشود يا سياسي است يا بد بختي هاي چند كشور معلوم الحال و يا چند فيلم به اصطلاح طنز!
اميدوارم كه همه اين ها و همه اين نفوذ فيلمهاي تاريخي كره اي به كشورمان فقط و فقط اتفاقي باشد.!!!!
مطلب به درازا كشيد ولي اين را هم بنويسم و قضاوت را به خواننده محترم واگذارم:
بالاترين سهم كالاهاي مصرفي و لوازم خانگي و خودرو هاي گرانقيمت وارداتي ما را كالاهايي با كيفيت يا بدون كيفيت كره اي(ونيز چيني) تشكيل داده اند. نیازی به ذکر اسامی این شرکت ها نیست.
يه خبر ديگه: قرار است كه یکی ازشركت كره اي, قهرمان قاتل فيلم (ج و م و ن گ ) را براي تبليغ محصولاتش به ايران دعوت كند.(یا ممکن است زمانیکه شما این نوشتار را می خوانید دعوت کرده باشد)
شاید بی رغبتی به کالاهای کره ای(که البته اغلب ساخت چین هستند) سمبلی برای اعلام اعتراض و انزجار از این هجمه خاموش و رساندن پیام اعتراض باشد که متاسفانه اگاهانه یا نااگاهانه توسط مسوولین و یا سود جویان در جریان است.
بنده نویسنده یا روزنامه نگار نیستم که با اصول و قواعد لازمه اقدام به نگارش کرده باشم.ولی وقتی که دیدم عمدا یا سهوا به این راحتی علاوه بر بازار کشور,فرهنگ دیرینه مان مورد بی مهری واقع شده ,تصور کردم که نگارش هر چند ناقص این سطور بتواند راهی برای جلوگیری از این موضوع باشد. البته اين مطلب البته نواقص و نقدهاي زيادي نيز دارد و تقاضا میشودا برای دیدن نظر سایر خوانندگان و نیز اعلام نظر خود را در مورد نوشتار بالا اينجا را(كليك كنيد)
به جریان در اوردن این مطلب از طریق ارسال برای سایر دوستان,گامی موثر در راستای اگاه سازی این رویه نا میمون رسانه ملی است.
نويسنده مطلب: دلتنگ كوير:am.invite@gmail.com
براي دريافت ايميلهاي مشابه اينجا را كليك كنيد
مقاله زیر را هم که در یکی از ایمیلهای گروهی دیدم اینجا اوردم. انعکاس مقاله زیر به معنی تایید ان نیستـبنده اطلاعات تاریخی در این مورد ندارم-
به یغما رفتن تاریخ ایران! به کام کره جنوبی و چین
در افسانه جومونگ
سریال افسانه جومونگ ( ساخته کشور کره جنوبی ) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است . آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین بویو گذارده اند فرمانروایی ایران را هم سلسله هان نامیده اند . در تاریخ سلسله ( هان ) سواره نظام زره پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است .
وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می شود و بدین خاطر بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می زند در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان ( بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود ) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد . کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل های ایرانی برای خود تاریخ می سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد ( سزارین ) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می سازند . باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما ، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی !
بقول ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی : سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .
برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت های ایران جلب می کنم :

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در پایین عکس دیده می شود
شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.
مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان ، جنگهای نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می دادند. گروههای سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می توانستند در حال سوارکاری ، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند . علاوه بر این ، تمرینات گروهی پیوسته آنها ،در میدان نبرد ، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسبها را ایجاد می کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی ،به هر سمت و سویی می تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می کردند . بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می گفتند تشکیل می داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسبهایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می نمودند .
فرمانروای ایران یاغی های باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود .
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند ...
منبع:
وبلاگ بازيران